محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

261

خلاصة الحكمة ( فارسى )

مخلوط كرده ، خَلطى غليظ و به روى آجر نو آب نديده پهن كرده در سايه بگذارند تا خشك شود و بعد از آن بردارند و قطعه‌ها نموده نگاه دارند و هرگاه خواسته باشند استعمال نمايند ، بگيرند قطعه‌اى از آن را و سحق نموده و بپيچند بر انگشت خرقهء كتانى و در سركهء انگورى فرو برند ، بعد از آن بر روى اين دوا گذارند ؛ چنانچه بسيار بر آن چسبيده نشود بعد از آن بمالند بر لثه و عمور و بيخ دندان‌ها و هم‌چنين بر فرج و مقعده تا زمانى كه از اعضاى مذكوره خون روان باشد و بعد از آن مضمضه نمايند به سركهء انگورى و آب و يا بشويند آن عضو را به سركهء انگورى و آب كه در هر دو صورت جوشانيده باشند در آن آب و سركه ، اطراف آس با روغن گل سرخ ، و بعد از آن دو سه روز رها كنند ، پس ديگر بار به موجب مذكوره اعاده نمايند اگر احتياج باقى باشد و اين بهترين معالجه است از براى امراض مذكوره . « 1 » فقاع آرد جو فُقّاع : به يونانى « روفوس » و « روفونس » نيز ديده شده و به رومى ، بقاعين و به فارسى ، « بوزه » نامند ، و گفته‌اند آن را فقاع از آن جهت مىنامند كه كف آن را مىگيرند و واحد آن « فقاعه » و به فارسى سوراك آب خوانند . ماهيت آن : اسم انواع نبيذ است و طعم آن مركب از اندك شيرينى و ترشى و تلخى و حدت و آن مصنوع از اكثر حبوب مىباشد مانند جو و برنج و ارزن و ذرت و نان حوارى ، يعنى نان سفيد فطير با نعناع و كرفس و از مويز و خرما و شكر و نيشكر و عسل و امثال اينها نيز و گاه اضافه مىكنند بر آن فلفل و سنبل الطيب و قرنفل و سداب و امثال اينها . طبيعت آن : به حسب آنچه از آن مىسازند مختلف مىباشد و بالجمله ابرد همه شعيرى ، پس خبزى و احرّ همه عسلى مفوه است ، پس عسل غير مفوه ، پس تمر يعنى خرمايى و اعدل همه زبيبى است كه با حبّ الرمان سازند . و كسى كه ارادهء اصلاح و خوشبويى آن نمايد بايد كه به غير از مصطكى و برگ نعناع و قليلى طرخون چيزى ديگر

--> ( 1 ) . همان ، ص 414 .