محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
222
خلاصة الحكمة ( فارسى )
شياف / شيافات / شافه شياف : جمع شافه است و آن بر دو نوع مىباشد و يا از براى امراض عين و انف يا از براى امراض امعا و رحم و غير آن و اما آنچه از براى امراض عين و انف است ، پس آن عبارت از ادويهء مناسبه چند است كه بسيار نرم ساييده به آب يا به بعض عصارات و غير آن سرشته باز ساييده ، نيكو نرم و ممزوج و مخلوط گردانند ، پس كوچك طولانى به اشكال مختلفه براى علامت و تفرقه ساخته در سايه خشك نموده عند الحاجة با آب خالص يا به بعض عصارات مناسبه ساييده در چشم بچكانند و يا از بيرون به دور چشم بمالند و هم در چشم بچكانند و هم در دور چشم بمالند و گاه در بينى نيز بگذارند و با آن كه چون چشم عضوى است بسيار شريف ، پس بايد كه در تحصيل ادويهء آن - كه جيدهء تازه و صافى و خالص غير مغشوش و مبدل باشد - كمال احتياط نمايند و آنچه قابل احراق و تصويل است ، مبالغهء تمام در آن نمايند و از گرد و غبار محفوظ دارند . « 1 » . . . و اما شيافات مستعمله در امراض معا و تليين بطن و قولنج و امراض ارحام ؛ پس طريق صنعت آنها در حدت و لين مانند نسبت حقنهها است به سوى مسهلات و مانند حبوب مسهله و مطبوخات است در تركيب ادويه و مقدار طول آنها به قدر اصبع و كمتر و زياده است تا اين كه به معاى مستقيم برسد و اثر آن به قولون اگر از براى قولنج و تليين بطن استعمال نمايند . و اما اگر از براى اوجاع ورك و عرق النسا باشد ؛ پس بايد كه به فرجه ها بردارند تا آبى كه به سبب طول مكث و مقام در موضع قريب به علت ، اثر آن زياده ظاهر گردد . و امّا شيافات مستعمله در حميات ؛ پس لينترين و سردترين و بهترين آنها شيافى است كه از مائيت لبن معقود پس از ناطف متخذ از شكر سرخ كه قليلى نمك بر آن پاشيده باشند و بعد از آن ، آنچه از سرگين موش و ناطف و اندكى بورهء ارمنى ترتيب داده باشند و گاهى زياده كرده مىشود بر آنها به حسب حاجت ، گل ختمى و بنفشه و نزد يبوست امعا و
--> ( 1 ) . همان ، ص 247 .