محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

164

خلاصة الحكمة ( فارسى )

شيرين يا شيرهء مغز بادام شيرين مطيب نموده ، چند جوش ديگر داده كه چاشنى در برنج جذب شود و در وقت پختن مصالح مانند نعناع تازه ، هيل ، دارچينى ، داخل نمايند . و اگر تقويت قوى ضرور باشد گوشت مرغ بچه يا بزغاله يا برهء املك داخل نمايند به اين نحو كه گوشت را قطعات نموده با اندك پياز در آب بپزند و كف آن را بگيرند ، پس بپزند چون قريب به مهرّا شدن رسد برنج را در آن داخل كرده به دستور مزبور بپزند و بخورند و اگر تب نباشد بعد از كف گرفتن ، گوشت با پياز و روغن گاو ، سرخ كرده ، پس به دستور مزبور پخته بخورند . « 1 » رب / ربوب ربوب : بدان كه به اصطلاح ؛ رب ، آب معصور از فواكه را نامند كه به آتش ملايم در ظرف سنگى يا مس تازه قلعى كرده جوشانيده به قوام آورده باشند ، مانند : اجاص و خشخاش و انبرباريس و تفّاح و توت شامى و حبّ الآس و حصرم و حماض و رمان و ريباس و سفرجل و سماق و كمثرى و ليمو و نارنج و امثال اينها و چون اكثر اينها به سبب لطافت و رقت ، زود محرق مىگردند لا بد قدرى دوشاب انگورى يا شكر سفيد يا عسل مصفّا داخل بايد نمود و آن هر دو اولى از عسل‌اند و اين هنگام مىگردد شبيه به شراب الّا آن كه در اشربهء حامضه ، حلاوت و حموضت آنها متساوى است در اكثر امر و بر اينها حموضت غالب است به سبب كمى مقدار شيرينى . . . و فى الجملة طريق صنعت ربوب قريب به اشربه است . « 2 » ربّ السوس ربّ السوس : بيخ آن را مقشر نموده ، نيم كوفته و يا شق نموده در طول و در آب جوش دهند تا قوت آن تمام در آب باز داده شود ، پس مكرر صاف نموده كه دُردى در آن نماند ، جوش دهند تا غليظ شود و مانند دوشاب منعقد گردد . خواص : افعال و خواص آن : در جميع افعال بهتر از بيخ آن و دافع ضرر مسهلات و لذع ادويه است . « 3 »

--> ( 1 ) . مجمع الجوامع ( قرابادين كبير ) ، ج 2 ، ص 138 . ( 2 ) . همان ، ص 133 . ( 3 ) . مخزن الادويه ، ص 531 ، ذيل مادهء « سوس » .