محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
110
خلاصة الحكمة ( فارسى )
لعابدار نموده نگاه دارند و بعد يك هفته يا زياده ملاحظه نمايند اگر رطوبتى از جرم آنها تراوش نموده و شيره را رقيق ساخته باز چند جوشى داده به دستور نگاه دارند و عند الحاجة يك عدد تا دو عدد آن را با گلاب شسته با آنچه مناسب باشد از طباشير و مصطكى و دانه هيلبوا و گشنيز خشك و غيرها تناول نمايند . « 1 » امراق فراريج / شورباى جوجه امراق فراريج : مرقهء جوجه جهت ابدان سقيمه و ناقهين و صاحبان التهاب معده و حميات صفراويه شرباً و جهت تعديل فضول و تليين طبيعت و به دستور تغذيهء بدان نافع و گفتهاند فراريج مسهلاند و دجاج ممسك . « 2 » انفيه انفيه : هر دارويى كه به بينى كشند . « 3 » ايارج / ايارجات ايارج : بدان كه ايارج ( به كسر همزه و فتح ياء مثناة تحتانيه و الف و راء مهمله و جيم معرب ) اياره است و اياره به لغت يونانى به معنى دواى الهى است ، يعنى دوايى كه تاثير آن از عالم امر است از غير آن كه منسوب باشد به قوتهاى محسوسهء آن . و وجه تسميهء مسهلات به ايارج آن است كه تاثير آنها به خاصيتى است كه حق سبحانه - جلّ شانه و عظم برهانه - به امر و قدرت در آن ادويه وديعت نهاده و نيست آن فعل منسوب به قوتهاى طبيعيهء محسوسهء آن . شيخ الرئيس گفته كه ايارج اسم مسهل مصلح است و اين تأويل انسب است از تفسير آن به دواى الهى يا دواى شريف و وجه آن كه مسهل را دواى الهى ناميدهاند آن است كه عمل مسهلات از عالم امر است نه از قوتهاى جسمانى و بعضى گفتهاند كه اول مسهلى از مسهلات معروفه به ايارج روفس است و قدماى اطبا اسم مسهل را بر آن استعمال مىكردهاند و بس ، پس نام نهاده شد بر
--> ( 1 ) . همان ، ص 432 . ( 2 ) . على اكبر دهخدا ؛ لغتنامهء دهخدا ، مادهء « انفيه » . ( 3 ) . محمد حسين عقيلى خراسانى ؛ مخزن الادويه ، ص 416 ، مادهء « دجاج » .