محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
11
خلاصة الحكمة ( فارسى )
ادره / قيله / فتق / ارده / ادرهمائى / دوالى / دبه / قرو ادْرَه ادره : باد خصيه و ورم ريحى آن است كه خصيه بزرگ شود از حد طبيعى . و علامه گفته : اگر مريطاء منشق شود و فرود آيد در آن چيزى از ما فوق آن به سوى يكى از دو خصيه آن را ارده و قيله و فتق نامند . و ادرهء مائى - كه دوالى نامند - ريختن رطوبات بسيار است به عروق خصيتين و شيخ گفته : اگر انصباب به حدى بود كه از مسالك گذشته به خصيتين آيد آن را ارده و قيله نامند و ماسواى آن را فتق به اسم عام و صاحب نهايه گفته كه ادره - به ضم - نفخهء خصيه است و به فتح ، قيله كه به فارسى دبه خوانند . « 1 » قِيلَه / قيل قيله : نزول آب و يا جسم غريب ديگر در كيس بيضه است و بزرگ شدن آن زياده از حد طبيعى و آن نوعى از فتق است . « 2 » فَتْق فتق : در لغت به معنى تفرق اتصال و دورى اجزاء است از هم و نزد اطبا عبارت از شكافته شدن صفاق با سلامت مراق است و برآمدن جسمى كه محتبس بود در داخل آن پيش از انشقاق و يا عبارت از گشاد شدن در مجرايى است كه بالاى انثيين است هر دو معا يا يكى دون ديگرى و فرود آمدن در كيس ، چيزى از جوف و آن انواع است آنچه به سبب گشاده شدن مجراى انثيين از بالاى آن و آمدن امعا يا ثرب يا حجاب در كيس و يا ريح غليظ بواسيرى و يا غير آن است آن را قيله نامند و فتق على الاطلاق و بعضى مخصوص داشتهاند قيله را به آنچه به سبب اتساع مجرئين به غير خرق باشد جهت آن كه قيله را از امراض اتساع مجارى شمردهاند فقط و فتق را از امراض تفرق اتصال فقط و آنچه ذكر يافت ، اصح اقوال است .
--> ( 1 ) . همان ، ص 50 . ( 2 ) . همان ، ص 89 .