محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
10
خلاصة الحكمة ( فارسى )
شدن آن . اگر مادهء آن اندك و رقيق باشد و الّا باز اگر ماده در آن مجتمع گردد ، آن حركت نيز عود نمايد و همچنين اگر غليظ و بسيار باشد امتداد مىيابد . و كثرت امتداد آن منذر به امراض است ؛ مثلًا : اگر شامل تمام بدن باشد منذر به سكته و كزاز و فالج و رعشه و استرخاست ، و اگر در وجه [ باشد ] منذر به لقوه ، و اگر در مراق باشد منذر به صرع و ماليخوليا ، و اگر در شراسيف منذر به اورام صدر و اختلاج لب منذر به قى و در ابتداى لقوه و صرع ، اختلاج لازم و مقدمهء آن است . و فرق ميان آن و رعشه آن است كه رعشه در اعضاى آليه - يعنى مركبه - به هم مىرسد و حركت آن بىاراده و مايل به اسفل مىباشد و سرعت حركت تسكين نمىيابد و به زودى باز عود نمىكند ، به خلاف اختلاج كه حركت با وجود عدم اختصاص به جهتى مايل به فوق است . و بدان كه اختلاج در اعضاى بسيار نرم مانند مخ [ و ] دماغ و در اعضاى بسيار صلب نيز مانند استخوان نمىباشد بلكه در اعضاى متوسطهء در نرمى و صلابت عارض مىگردد . « 1 » اختلاف اخْتِلاف : اسهال پىدرپى و اسهال دورى را نيز نامند و گاه به معنى اختلاف الدم نيز آمده . « 2 » اختلاف الدم اختلاف الدم : گاه مراد از سحج امعاست و گاه اسهال كبدى و فرق ميان آن هر دو از چند وجه است : اوّل ؛ آن كه كبدى بسيار بدبو مىباشد به سبب حرارت و رطوبت كبد به خلاف امعائى . دوّم ؛ آن كه كبدى مقدار آن بسيار مىباشد به سبب بسيارى خون در آنجا به خلاف معائى . سوم ؛ آن كه در كبدى ، اولًا براز دفع مىشود و بعد از آن خون به سبب دورى كبد به خلاف معوى كه مخلوط با خون مىباشد . چهارم ؛ آن كه كبدى بىوجع مىباشد به سبب عدم احساس كبد - به قول جمهور - و كمى وجع - به قول مسيحى - به خلاف معوى كه قوى الوجع است به سبب قوت احساس آن . « 3 »
--> ( 1 ) . محمد حسين عقيلى خراسانى ؛ مجمع الجوامع ( قرابادين كبير ) ، ج 1 ، ص 52 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . همان .