محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

834

خلاصة الحكمة ( فارسى )

متوجّهء اخراج آن به اسهال گردند : و اگر از آشاميدن آب گرم اندك اندك در اسهال كفايت نمايد ، بهتر [ است ] . و در تنويم صاحب آن كوشند ؛ زيرا كه خواب ، مُعِين بر اصلاح آن است ؛ خصوصا خواب تامِّ غرقِ طويل « 1 » اگر اتفاق افتد بهتر ؛ تا آن كه كبد و عروق همه از آن غذا خالص گردند . و اگر به آب گرم مطلب حاصل نگردد و يا ميسّر نيايد ، ملاحظه نمايند كه طبيعت خود به خود دفع مىنمايد آن را و يا نه ؟ اگر دفع مىنمايد به حسب مدّعا ، فهو المطلوب كار بر آن واگذارند و خلل در فعل او ننمايند . و اگر نه ، مدد او نمايند به اشياء ملينهء خفيفهء لايق به حال مريض ؛ مثلًا در محرور ، اطريفل و جلنجبين مسهل و سفرجلى تابستانى و امثال اين‌ها . و اگر در جلنجبين مقدارى صعتر مربّا با سركه بياميزند ، بهتر است . و در مبرود ، كمونى و تمرى و شهرياران و مانند اين‌ها از معاجين مسهله كافى است . و بهترين ادويه در اين هنگام ، تناول « صبر » است به تنهايى مقدار سه نخود و اگر نيم درم « صبر » و به وزن آن « عِلكُ البطم » تناول نمايند با « بوره » به مقدار آن و يا كم تر از آن - و زياده بر آن جايز نيست - . و بهترين چيزها درين باب ، آن است كه قدرى « افتيمون » با شراب بياشامند . هرگاه هيچ يك ازين تدابير ميسّر نيايد ، لا بد نوم طويل فرمايند صاحب آن را و يك شبانه روز غذا تناول نفرمايند و بعد [ از ] ظهور تخفيف ، استحمام نمايند و تكميد و تلطيف در غذا لازم دانند . و اگر با وجود اين همه تدابير ثقل و تمدّد و كسالت باقى باشد ، دريابند كه عروق از فضول غذائيه ممتلى است ؛ جهت آن كه غذاى كثير مفرط بالفرض اگر در معده هضم يابد ، در عروق خام مىماند و عروق را كشيده مىدارد و باعث كسالت و تمطّى و تثاؤب مىگردد و گاه به سبب كمال كشيدگى عروق را مُنشَقّ مىنمايد . و ظاهر است كه هضم عروقى نسبت به هضم معدى ضعيف‌تر است و تا كه در معده غذا كَما هُوَ حَقُّه انهضام نيابد ، در عروق به مرتبهء اتمام هضم نمىيابد ؛ پس بايد كه چون آثار امتلاء عروق از فضول غذاى مأكول ظاهر گردد ، به مسهلات قويهء مخرجهء آن‌ها از عروق پردازند

--> ( 1 ) . ب : تام و عرق طويل .