محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
832
خلاصة الحكمة ( فارسى )
دوم : آن كه غذا در معدهء ايشان تا مدّتى بماند و خود به خود منحدر نگردد « 1 » و خوردن قابض بالاى آن ، باعث تحريك و تقويت انحدار گردد به عصر معده . سوم : آن كه طعام در معدهء ايشان متبخّر شود و تناول قابض بالاى آن مانع تصعّد بخار گردد . و لهذا در دوار و صرع و خدر ، خورانيدن گشنيز خشك و امثال آن در عقب غذا لازم دانستهاند . [ قانون هفتم ] : و ازين جهت [ كه در قانون ششم ذكر شد ] ، قرشى نوشته كه هر كه را فم معده ضعيف باشد و خواهند آن را تقويت بخشند به اشربهء مقوّيه ، بايد كه اوّلًا غذا بخورانند و از عقب آن اشربهء مقوّيه تا ملاقات اشربه به فم معده زمانى ممتد باشد . و هر گاه تقويت تمام معده مطلوب باشد ، اشربهء مقوّيه هم قبل از غذا و هم بعد از آن بياشامند . و هرگاه تعديل معده منظور باشد ، اشربهء معدِّله قبل از طعام تناول نمايند و بهتر آن است كه بعد از آن نيز جهت مكث طعام در معده زمانى طويل تا هضم تام يابد و زود نگذرد . و بعضى مردم كه در معدهء ايشان ناريت بسيار باشد ، غذاى غليظ را زود هضم و نضج نمايد و لطيف را فاسد و در معدهء كسانى كه ناريت قوى نباشد ، بالعكس [ است ] . [ قانون هشتم ] : و بايد كه چون اغذيهء دوائيه بر سبيل سهو و خطا خورده شود ، بهترين تدابير آن است كه قى فرمايند و يا به اسهال دفع نمايند . و اگر هيچ يك از اينها ميسّر نيايد ، واجب است كه آن هنگام در اصلاح آن كوشند و اصلاح آن به سه نوع است : يكى : آن كه در انهضام غذاى مأكوله متوجّه شوند تا زودتر منهضم گردد و باعث تعب طبيعت نشود ؛ زيرا كه اغذيهء دوائيه عسير الهضم مىباشد [ و لذا ] احالهء آن بر طبيعت دشوار است . دوم : آن كه در نضج فضله غذاى مذكور اعانت نمايند ؛ زيرا كه چون از اين نوع اغذيه فضول بسيار مىماند « 2 » و طبيعت بر نضج آن اگر اقتدار نيابد ، احداث امراض نمايد . و چون كثير المقدار است و طبيعت در اغلب احوال عاجز مىآيد از طبخ و نضج آن ، پس اعانت آن بر طبيب كه خادم طبيعت است واجب است . سوم : آن كه در منع تولّد سوءِ مزاجى كه از آن حادث گردد ، سعى نمايند كه قبل از
--> ( 1 ) . الف : گردد . ( 2 ) . الف : مىنمايد .