محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
829
خلاصة الحكمة ( فارسى )
درجه [ اى ] است كه وقوع غليظ در قعر معده تدارك غلظت آن را مىنمايد و هضم آن با هضم لطيف برابر مىباشد ، پس لا محاله تقديم چنين غليظى واجب است . و اگر ميان هر دو تفاوت بسيار باشد ، تأخير لطيف بايد آن مقدار زمانى باشد كه غليظ نيمپخته گردد . و وجه ديگر در توفيق ميان هر دو كلام آن كه تقديم و تأخير هر يك موقوف بر حال گرسنگى است كه اگر گرسنگى به درجهء اعتدال است و مفرط نيست ، واجب است كه لطيف را مقدّم دارند مگر آن كه تفاوت ميان هر دو در لطافت و غلظت به قدر تفاوت هضم اعلى و اسفل معده باشد كه درين صورت ، اولى تقديم غليظ است و اگر گرسنگى به حدّ افراط و معده خالى از غذاست و نيز به سبب جوع ، انصباب صفراء به معده نشده ، واجب است كه غليظ را مقدّم دارند . و وجه تقييد گرسنگى مفرط و عدم انصباب صفراء به معده آن است كه : اگر معده ممتلى از غذا باشد و يا از شدّت جوع صفراء به معده ريخته باشد ، درين هنگام لازم است كه غذا تناول ننمايند و به تخليه و تنقيهء معده از غذا و صفراء كوشند . و آثار انصباب مرار ، از سوءِ مزاج معده معلوم مىگردد ، و بعد [ از ] تخليه و تنقيه و معاودت شهوت ، طعام تناول نمايد . و فايدهء تقديم لطيف در هنگام اعتدال جوع آن است كه چون حرارت در قعر معده بيشتر است ، لطيف را زود هضم خواهد نمود و قبل از آن كه دخل در هضم غليظ نمايد ، صفوهء آن را به كبد مندفع خواهد نمود و تناول غليظ بر لطيف بعد [ از ] انهضام لطيف ضررى ندارد . و امّا اگر در لطافت و غلظت تفاوت كم تر باشد ، در اين صورت تقديم غليظ نيكوست ؛ چنان چه ذكر يافت . و فايدهء تقديم غليظ در صورتى كه اشتها مفرط و معده خالى باشد ، آن است كه چون معده بسيار محتاج به غذاست ، به مجرّد ورود بر آن مشتمل خواهد گرديد و به جهت اشتداد حرارت جوع ، زودتر هضم « 1 » خواهد نمود و ورود غذاى لطيف بعد از آن باعث حيرت آن نخواهد گشت ؛ به جهت عدم بقاء مخالفت ميان هر دو غذا ؛ به جهت آن كه غذاى اوّل چنان
--> ( 1 ) . ب : آن را هضم .