محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
830
خلاصة الحكمة ( فارسى )
چه ذكر يافت اندك نضج يافته غذاى ثانى شروع به طبخ مىيابد و باهم طبخشان به اتمام مىرسد ؛ به خلاف آن كه در مانند اين حالت لطيف را اگر مقدّم دارند ، زود فاسد مىگردد ؛ به سبب فرط حرارت جوع . و غليظ كه از عقب آن خورده شود ، آن را نيز فاسد مىگرداند . و اگر چنان لطيف و سريع الفساد نباشد ، طبيعت به سبب شدّت گرسنگى و افتقار به غذا به رغبت و شوق تمام مشتمل بر آن گشته به سهولت و زودى آن را هضم و نضج مىدهد و تغذيهء خود مىنمايد و استغنايى او را حاصل مىگردد و غليظ را كه بعد از آن تناول نمايد « 1 » چون احتياجى چندان او را بدان نيست ، باعث تحير طبع مىگردد . و اگر هنوز استيفاء « 2 » تام از هضم غذاى لطيف اوّل نيافته و قدرى از انهضام آن باقى است ، ورود غذاى لطيف بالاى آن به « 3 » سبب تحير طبيعت به هضم و اصلاح آن نيز نمىتواند پرداخت و فاسد مىگردد و اين را نيز فاسد مىگرداند . [ قانون اول ] : و نيز ببايد دانست كه تناول نان تنها بدون ادام و نان خورشى از گوشت يا شيرينى يا غير آن - آن چه مناسب باشد - باعث تخريب معده است . و آن چه وارد شده كه قدما يك وقت نان مىخوردند مراد نان بادام است ؛ چنان چه قرشى در « شرح قانون » تصريح بدان نموده . [ قانون دوم ] : و نيز استعمال غذاى لطيف لغزندهء سريع الهضم با غذاى صلب بطىءالهضم اصلًا مناسب نيست و تقديم و تاخير آن سودى ندارد ؛ به جهت آن كه طعام لغزنده چون زود از معده به امعاء رود ، غذاى ثانى را نيز منزلق سازد ؛ خواه قبل از آن و خواه بعد از آن نيم هضم و يا هضم نايافته . و اگر منزلق نگردد بنا بر غلظت خود ، فاسد گردد و فاسد نمايد ديگران را و ليكن اين در هنگامى است كه بُعد و فاصله ميان هر دو غذا زمانى اندك باشد و اگر بُعد بسيار باشد ، ضررى ندارد . [ قانون سوم ] : و نيز معلوم نمايند كه اگر دو غذا متفق در هضم تناول شود كه يكى شيرين باشد ، شيرين را مقدّم بايد نمود ؛ به جهت آن كه چون اعضاء شيريناند و كبد
--> ( 1 ) . الف : مىنمايد . ( 2 ) . ب : استغنا . ( 3 ) . الف : ( به ) حذف شده .