محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

816

خلاصة الحكمة ( فارسى )

معتدل مزاجان . و اين ، غير مسلّم است ؛ به جهت آن كه مراد ابن ابى صادق از معتدل مزاجان ، نه آن است كه اصلًا در آن‌ها كيفيتى از كيفيات زائده نباشد كما زعمه السديد ؛ چه اين چنين ابدان ممتنع الوجودند به ندرت چه رسد ؛ بلكه مراد از معتدل المزاجان ، آن است كه زيادتى كيفيت در آن‌ها معتدٌّ بِه نبود و احوال ايشان به هيچ وجه مقدوح به ذَمّ نباشد و مباشرت گرمى و سردى در حقّ آنان يكسان باشد در ظهور اثر . و اين چنين مردم ، نادر نيستند ؛ كما لا يخفى ؛ به خلاف محروران و مبرودان كه تدبير ايشان چون تدبير مرضى باشد به استعمال مخالف ؛ غايت آن كه درين جا تعديل قليل كفايت كند و در مريضان ؛ تعديل قوى حاجت بود . و لهذا علاج مرض به ضد گفته‌اند ؛ زيرا كه مريضان از اعتدال دور تر مىباشند ؛ پس معتدلِ قوى بايد تا مزاج ايشان را به اعتدال آورد [ و ] چه هر چه ضدّ است ، در تعديل ضد قوىتر است . و بر تقدير تسليم كه معتدل مزاجان نادر الوجود باشند ، ممتنع الوجود خود نيستند بل متحقّق الوجود ؛ پس قول اطبّاء در حفظ صحّت بى فايده محض نباشد - كما زعم - . و مع هذا ، آن چه ملّا سديد تأويل كرده و گفته كه « مراد از مشاكلت حصول مشاكلت است حين صيرورت غذا جزء عضو » اگر به تعمّق نظر كنند ، بعيد از حق مىنمايد ؛ چه درين صورت لازم مىآيد كه علاج مرض نيز بايد كه به مشاكل باشد ؛ بهر آن كه غذاى گرم كه در بدن صاحب مرض بارد وارد خواهد شد ، وى هم لا محاله بعد [ از ] انكسار حرارت از برودت بدن مشاكلت پيدا خواهد كرد و تدبير صحّت و مرض به يك و تيره خواهد بود [ و ] قاعده ثانى كه علاج مرض به ضدّ واقع است ، نقض « 1 » خواهد يافت . و هذا خلفٌ . پس حق همان است كه از صحّت واقعه فى ذلك القول ، صحّت معتدلان مراد باشد . اگر گويند : [ وجه عدم ذكر ] تدبير صحّت معتدلان [ در دانش حفظ صحت ] مذكور شد ؛ [ اما ] تدبير صحّت غير معتدلان صحّى چرا ذكر نيافته در كلام اطبّاء ؟ جواب گوييم : چون تدبير شديد المنحرفان از اعتدال كه مريضان باشند به ضدّ مقرّر نموده‌اند و تدبير معتدلان به مشاكلت ، [ پس ] تدبير منحرفان صحّى كه نه به مشاكلت و نه

--> ( 1 ) . الف : نقص .