محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
807
خلاصة الحكمة ( فارسى )
چهارم : به جهت تعدّد مرّات ؛ به آن كه هر كه عادت نمايد به اكلِ يك مرتبه ، متضرّر مىگردد به اكلِ چند مرتبه . وجه دوم و سوم ، داخل تحت دو مطلب ديگراند كه بعد ازين - ان شاء الله تعالى - خواهد آمد . امّا قوّت : واجب است رعايت آن در كمّيت غذا ؛ كه اگر قوّه قوى است ، متحمّل غذاى بسيار كه به يك دفعه تناول نمايد . و ليكن واجب است كه تكثير ننمايد به حدّى كه باعث ثقل و تمديد « 1 » شراسيف گردد بلكه بايد به « 2 » تفريق و قدر احتمال طبيعت كه باعث ثقل و تمديد نگردد و بدترين اكل آن است كه تنگ گردد از كثرت آن مجارى نفَس به جهت مزاحمت بر معده و حجاب و اگر ضعيف باشد ، متحمّل غذاى بسيار نخواهد شد به يك دفعه . و اگر ارادهء كثرت تناول نمايد ، واجب است كه تفريق نمايد و به دفعات بخورد به قدر طاقت انهضام . و همچنين هر كه را بعد [ از ] تناول طعام حرارت به هم رسد ، سزاوار است كه اندك اندك طعام تناول نمايد ؛ تا آن كه وارد نگردد طعام بسيارى به يك دفعه در معدهء او و متوجّه گردد به سوى آن حرارت و ظاهر بدن او سرد گردد و عقب آن قشعريره و يا نافض عارض گردد به جهت آن كه طعام چون در معده گرم گردد ، برمىخيزد از آن بخار و مىرسد به سوى اعضاء حسّاسه و نهوض مىنمايد طبيعت به سوى دفع آن و حاصل مىگردد از آن گرمى در بدن . و بسا هست كه تابع آن مىباشد حرارت قويه ؛ مانند حمّى . و اگر به تدريج تناول نمايد ، حاصل نمىگردد اين حالت ؛ به سبب ضعف بخار ؛ مانند آن كه چون بر سنگِ گرم ، آب بسيار به يك دفعه بپاشند مرتفع مىگردد از آن بخار بسيارى و اگر قطره قطره و اندك اندك بتدريج بپاشند مرتفع نگردد از آن بخار معتدّ به .
--> ( 1 ) . الف : تحديد . ( 2 ) . ب : كه به .