محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

808

خلاصة الحكمة ( فارسى )

مطلب دوم : در تقدير كمّيت غذا به حسب فصول و وقت امساك از اكل غذا امّا اوّل : [ تقدير كميت غذا به حسب فصول ] ببايد دانست كه در هنگام شتا ، چون حرارت به سبب گريز از ضِد - كه برودت باشد - ميل به باطن مىنمايد و حرارت ازين در باطن بيش‌تر و قوىتر مىباشد ، سزاوار است كه غذا در آن به حسب كمّيت و مقدار زياده [ و ] قوىتر در غلظت و متانت باشد ؛ تا آن كه وفا نمايد به قوّهء فاعله ؛ به جهت آن كه اگر قليلُ المقدار باشد و يا قليلُ الغذا - مانند بُقول - ، رقيق مىگرداند آن را حرارت و يا محترق مىگرداند و سياه ميسازد . و در « 1 » هنگام صَيف ، چون حرارت ميل به ظاهر دارد به مناسبت حرارت ظاهرى شمس ، باطن سرد مىباشد [ لهذا ] سزاوار است كه غذا در آن - به ضدّ غذا در زمستان - بايد معتدلِ لطيف خفيف باشد ؛ به جهت آن كه حرارت فصل گرما - به سبب كثرت - تحليل مىنمايد مادّه حرارت غريزيه را و ضعيف مىگردد قوّه « 2 » هاضمه و مسترخى و سست مىگردد معده و آلات آن عاجز مىآيد از هضم غذاى بسيار و غليظ . و ربيع چون معتدل است ، سزاوار است كه غذاى آن نيز معتدل باشد و همچنين خريف ؛ و ليكن بايد كه مايل به رطوبت و لطافت و رقّت باشد . و امّا دوم : كه وقت امساك از اكل غذاست ببايد دانست كه طبيعت چون در نزد حضور غذاى لذيذ ، ميل به سوى زيادتى اكل مىنمايد از جهت شَغف بدان و به جهت رعايت حال قوّه و خوف از عروض ضعف و حذر از فقدان و نيافتن مثل آن غذاى لذيذ در وقت ديگر و اين مضرّ به بدن است ؛ به جهت آن كه اگر تناول نمايد به مقدار ميل طبيعت ، هر آيينه ممتلى مىگردد « 3 » معده و چون ممتلى مىگردد ، قبول هضم و نضج كما ينبغى نمىيابد ؛ زيرا كه در هنگام طبخ البتّه زياده مىگردد مقدار آن به سبب تخلخل اجزاء و انتفاخ ، و كشيده مىگردد شراسيف به سبب آن

--> ( 1 ) . ب : و يا در . ( 2 ) . الف : و قوّه . ( 3 ) . ب : گرديد .