محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

782

خلاصة الحكمة ( فارسى )

فصل اوّل [ از باب چهارم از ركن چهارم از مقالهء اولى ] : در بيان كثرت و قلّت عَرَق و اين را در دو شعبه بيان مىنمايد . شعبه اول : در بيان كثرت عرق بدان كه كثرت عرق مطلقاً از شش سبب بيرون نيست ؛ بعضى طبيعى و بعضى غير طبيعى . سبب اوّل : كثرت رطوبت در بدن است و بدان سبب عرق بسيارى آيد . دوم : رطوبات رقيق گردد و سيلان نمايد و به طريق عرق مندفع گردد . سوم : آن كه اعضاء گداخته و رقيق شده به طريق عَرَق از مسام بر آيند . چهارم : آن كه مسام از مقدار طبيعى خود وسيع‌تر گردند و بدان سبب رطوبت بسيارى از آن‌ها تراوش نمايد . پنجم : آن كه قوّهء دافعه قوى گردد و رطوبت زيادى دفع نمايد . ششم : آن كه « 1 » ماسكه ضعيف گردد و بدان سبب رطوبت زيادى به عرق دفع گردد . پس آن چه از دفع قوّهء دافعه و يا از رياضت معتدله و يا از حرارت هواى گرم كه مفرط الحرارة نباشد و يا از حمّام معتدل - از هر يك ازين چهار [ حاصل شود ] ، عرق طبيعى است و مفيد به حال بدن و باعث ابقاء صحّت و اعتدال مزاج . و ببايد دانست كه « كثرت درور » و جريان عرق باعث ضعف قوّه است ؛ مگر هنگامى كه از سبب قوّهء دافعه باشد كه موادّ زيادى را دفع نمايد كه آن هنگام سودمند است . و بدترين عرق ، آن است كه از ذوبان اعضاء و يا از ضعف قوّهء ماسكه باشد . و فرق ميان آن چه از قوّهء ، دافعه و آن چه از ضعف قوّهء ماسكه است به چند وجه است : اوّل آن

--> ( 1 ) . ب : ( آن كه ) حذف شده .