محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
766
خلاصة الحكمة ( فارسى )
از قيد « اكثر امر » در ابتداء امر ، مرض است كه علامت شدّت قوّه و كثرت مادّهء مرض است ؛ زيرا كه احتراق در سوداء واقع نمىشود مگر بعد از استيلاء حرارت و افناء رطوباتِ اكثر بدن و اين اگر در ابتداء مرض است ، بايد كه ملاحظه نمود كه قوّهء مريض ضعيف است يا قوى ؟ اگر ضعيف است نيز مهلك است و اگر قوى است ، مىتواند بود كه طبيعت اقتدار يابد بر دفع آن و به سلامت بگذرد و ليكن اين نادر است ؛ به جهت آن ، كه هر گاه مرض بدين مرتبه در كمال قوّه باشد ، بعيد است كه قوّهء بدنى با آن نيز قوى باشد ؛ خصوص آن كه زمان مرض به طول انجاميده و مرض به انتها رسيده . و با وجود آن ، چون ممكن الهلاكة است به جهت آن كه مىتواند كه قوّه باز تقويت يابد و دفع مرض نمايد به امر خالق خود عزّ و جلّ - و لهذا « اكثرى » فرمودهاند نه كلّى و مطلق . اصل چهارم : در بيان براز اخضر بدان كه سبزى رنگ براز كه به سبب تناول مخضِّرات نباشد ، دليل انتفاء حرارت غريزّيه است ؛ زيرا كه سبب خضرت آن ، يا [ از ] فرط حرارت مُحرِقه است و يا فرط برودت مجمِّده و هر دو لازم دارند انتفاء حرارات غريزيه را ؛ از اوّل ، به طريق تحليل و انتفاء و دوم ، به طريق اخماد و انطفا [ و ] نيز به سبب برد مجمِّد . و علامات هر يك ، از اسباب و علامات آنها معلوم مىگردد . و نيز خضرت : اگر از قبيل زنگارى و كرّاثى است ، از احتراق صفراء باشد و اگر از قبيل آسمانجونى باشد « 1 » يا نيلجى ، از افراط برودت است « 2 » . و ببايد « 3 » دانست كه براز كمد كه قسمى از اقسام مركّبهء آن است ، دلالت بر انطفاء حرارت غريزيه و حدوث آن نمىباشد « 4 » مگر از برد مفرط . و همچنين براز رصاصى .
--> ( 1 ) . ب : ( باشد ) حذف شده . ( 2 ) . ب : باشد . ( 3 ) . ب : و نيز . ( 4 ) . ب : نمىنمايد .