محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
762
خلاصة الحكمة ( فارسى )
« لون براز ناريت به افراط ، حصول آن در انتهاى مرض اكثر دليل نضج ماده باشد ، و بسا باشد كه علامت ردائت حال باشد » ، و شارح در جمع ميان هر دو قول گفته كه اگر سبب ناريت كثرت صفراست ، در غالب امر محمود مىباشد ؛ زيرا كه به « 1 » سبب بحران و دفع طبيعت مادهء مرض است « 2 » ، و اگر سبب ناريت حدّت صفراء و احتراق آن است ، لا محاله ردى باشد ؛ زيرا كه دليل افراط مرض است و فرق ميان هر دو به چند وجه است : يكى آن كه بحرانى نمىباشد مگر بعد از نضج ماده ؛ به خلاف احتراقى كه تقدم نضج در آن لازم نيست . دوم ، آن كه از عقب بحرانى خفت در اعراض لازم است ؛ به خلاف احتراقى كه از عقب آن عطب و استيلاء مرض لازم است . سوم ، آن كه در بحرانى مقدار براز بسيار مىباشد به سبب اندفاع مادّه ؛ به خلاف احتراقى كه قليل مىباشد به شرط اعتدال تناول طعام . اصل دوم : در بيان براز ابيض بدان كه حدوث براز ابيض از دو وجه بيرون نيست : يكى : آن كه چيزى كه باعث سفيدى براز گردد و مقاومت با صبغ صفراء نمايد با براز آميخته گردد . و اين براز ، اكثر در حالت صحت نيز مىباشد و سبب آن ، اندفاع فضلات شبيه به سديد و مده كه از ترك رياضت و يا تنقيه معتاد در عروق و اعضاء اجتماع يافته طبيعت را « 3 » تقويت نموده و ترقيق داده با براز دفع نمايد و اين ، محمود [ و ] باعث نقاء « 4 » بدن از ماده مستكنّه و موجب زوال ترهل و سستى اعضاء است و اگر در حالت مرض است ، سبب آن انفجار دبيله و ريختن مدّه « 5 » به طرف امعاء است و فرق ميان هر دو به هيأت مدفوع و لون و رايحه آن توان نمود و بين است .
--> ( 1 ) . الف : ( به ) حذف شده . ( 2 ) . الف : راست . ( 3 ) . ب : ( را ) حذف شده . ( 4 ) . الف : بقاء . ( 5 ) . ب : ( مده ) حذف شده .