محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

751

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و بالجملة ، علّت كثرت براز : يا ذوبان است و يا انحدار نزله به امعاء و يا انفجار ورم باطنى و يا كثرت اخلاط و يا عدم نفوذ اجزاء غذائيه به كبد . و اين ، مىتواند بود كه از ضعف جاذبهء كبد و يا سدّهء ماساريقا باشد . و علامت هر يك - ان شاء اللّه تعالى - بيان مىيايد . بدان كه در ذوبانى براز ، دسم و شديد النّتن مىباشد ، و التهاب و اشتعال بدن شهادت بدان مىدهد و در نزلى ، چيزى شبيه « 1 » به مخاط با براز اخراج مىيابد . و بعد [ از ] نوم طويل [ است كه ] طبيعت ، اكثر اجابتِ چنين نمايد . و در ورمى ، مدّه و قيح با براز ظاهر مىگردد ؛ زيرا كه هر گاه در احشا ورمى به هم رسد و منفجر گردد و مادهء آن به طرف امعاء آيد ، لا محاله باعث تكثير براز مىگردد . و فرق ميان مدّه وقيح آن است كه صورت خلطيه در مدّه باقى نمىماند و در قيح باقى مىماند . و در اخلاطى « 2 » ، تلوّن براز به لون خلط غالب شاهد آن است . و نيز آثار امتلاء دليل و گواه آن و اگر اندفاع خلط از دفع طبيعت است دليل و شاهد آن راحت يافتن از عقب آن است . و نيز لازم كثرت اخلاطى ، به سبب عدم نفوذ اجزاء غذائيه به كبد ، هزال و سخافت « 3 » بدن است . و اين ، از ادلّ دلائل آن است ؛ خواه از ضعف جاذبهء كبد باشد ، و خواه به سبب سدهء ماساريقا . و فرق ميان هر دو آن است كه در سدّى ، ثقل به جانب ايمن محسوس مىگردد در اكثر ؛ يعنى هنگامى كه سدّه در اوايل ماساريقا كه متصل به معده است واقع نشده باشد « 4 » ؛ بلكه در اواخر قريب به كبد ؛ زيرا كه هر گاه در اوايل قريب به معده سدّه واقع شده باشد ، گاه است كه ثقلى محسوس نمىگردد و در اين حال ، فرق ميان ضعفى و سدّى دشوار مىگردد . و بهترين تدبيرى جهت معرفت تفريق ، آن است كه : اگر مريض به مفتّحات منتفع مىگردد نه به قوابض ، دليل آن است كه سدّى است و اگر از قابضات منتفع مىگردد نه از مفتّحات ، از ضعف جاذبه است ؛ جهت آن كه قوابض - خصوصاً كه با عطريت باشند - تقويت مىبخشند قوا را .

--> ( 1 ) . الف : ( شبيه ) حذف شده . ( 2 ) . ب : اختلاطى . ( 3 ) . ب : نحافت . ( 4 ) . ب : شده باشد .