محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

752

خلاصة الحكمة ( فارسى )

ببايد دانست كه احوال براز در صورت عدم نفوذ - به هر كيفيت كه باشد - به حسب حال مطعوم مختلف مىباشد ؛ زيرا كه اگر طعام در معده هضم جيد يافته ، براز كيلوسى اخراج مىيابد و الّا ناقص الهضم و يا فاسد و يا باطل الهضم . و اما براز قليل المقدار كه به مقتضاى مطعوم و مشروب طبيعى آن شخص مقدار براز او كمتر باشد . و اين ، خالى از دو سبب نيست : يكى : آن كه اجزاء غذائيه كثير المقدار از آن منجذب گردند « 1 » به سوى كبد و ثفل اندكى از آن ماند ؛ زيرا هر گاه اعضاء را احتياج شديد به غذا باشد ، و از كبد اقتضا نمايد ، كبد به طريق امتصاص از معده و امعاء جذب نمايد جميع اجزاء لطيفهء غذائيه را از ثفل كه مطلقا در آن چيزى نماند . و مقرر است كه در مطعوم هر چند كه ارضيت غالب باشد ، و ليكن چون تحليل قوى واقع شود ، اجزاء ارضيه نيز تلطيف يافته [ و ] مستحيل به غذا مىگردند . و لهذا در بعض حيوانات مانند سنگخوار و كبك و كبوتر ، سنگريزه و ريگ « 2 » تحليل يافته غذا مىگردد . و آن چه از كثرت و افراط اكل بعضى مردم منقول است و بعضى اشخاص را ديده كه غذاى بسيارى مىخوردند و فضلهء بسيار كمى و بعد از دو سه روز مندفع مىگرديد . و از بعضى متوسّطين در اكل [ كه ] قوى المزاج و الهضم [ هم بودند ] ، شنيده شد كه بعد از سه روز يا چهار پنج روز و در زمستان تا يك هفته و به ندرت تا ده روز محتاج قضاى حاجت نمىگردند و يا ثقلى در خود نمىيابند و نقصانى هم در اكل و شرب واقع نمىگردد در غذا و مطلقا رنجى و تعبى از آن در نمىيابند . [ فايده ] : و بدان كه بعضى را با وجود « 3 » اكل بسيار ، فربهى و باليدگى در اعضاء به هم

--> ( 1 ) . ب : گردد . ( 2 ) . ب : كبك و سنگريزه و ديك و كبوتر . ( 3 ) . ب : كه با وجود .