محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
719
خلاصة الحكمة ( فارسى )
كه خون بدن « 1 » حدّت بسيار داشته و آن را طبيعت مُكرَه دارد و صرف غذاى بدن نسازد [ و لذا ] هر چند خون بسيارى در بدن باشد ، بدن روز بروز لاغر گردد . و در بول چنين لاغرى ، رسوب بسيار مىباشد ؛ به جهت كثرت فضول . دوم : آن كه به سبب قلّت خون و نرسيدن غذاى وافر به قدر احتياج بدان و لهذا لاغر گردد و در بول اين ، رسوب كمتر مىباشد . امّا رسوب غير طبيعى منقسم مىگردد به دوازده قسم : 1 - خراطى 2 - دشيشى 3 - لحمى 4 - دسمى 5 - مدّى 6 - مخاطى 7 - شعرى 8 - خميرى 9 - رملى 10 - رمادى 11 - علقى 12 - دموى « 2 » . بدان كه حدّ و اوصاف رسوب غير طبيعى ، ضدّ حدّ و اوصاف رسوب طبيعى است كه ذكر يافت . [ قسم اول ] : امّا خراطى كه قسم اوّل است : رسوبى است شبيه به قشور و خراطه كه در حين خرّاطى از چوب جدا مىگردد و لهذا منسوب بدان نمودهاند و آن ، جسمى است غريب كه اخراج مىيابد با بول و آن ، مىباشد از اعضاء اصليه نه غير آن از موادّ بدنيه و رطوبات آن . و اين ، يا كثير العرض مىباشد و يا نه و اوّل : يا آن است كه ثخن و ضخامت آن بسيار است و اين را « صفايحى » مىنامند . و يا آن كه چنين نباشد و اين را « قشورى » - شبيه به « غِرقِى » كه پوست نازك زير پوست صلب بيضه است - نامند . و كثير الثّخن را سويقى و دشيشى نامند و يا نيست چنين و اين يا آن است كه سرخ است و آن را « كرسنى » نامند و اگر سرخ نيست ، آن را « نخالى » نامند . و بعضى نخالى و قشورى و صفايحى را از اقسام خراطى نوشتهاند . و اين هر سه قسم ردىاند ؛ به اعتبار آن كه يا دلالت بر انجراد مثانه و يا گرده و يا اعضاء اصليه مىنمايند ؛ چنان چه به تفصيل - ان شاء اللّه تعالى - خواهد آمد .
--> ( 1 ) . ب : خون در بدن . ( 2 ) . ب : بعد از هر كدام ( و ) آمده .