محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

665

خلاصة الحكمة ( فارسى )

برودت مزاج مىنمايد ؛ چنان چه « شيخ الرئيس « 1 » » - رحمه اللّه - و جمهور اطبّاء گفته‌اند ، به شرط حسن خاتمه . و « قرشى » در « شرح قانون » نوشته كه : فستقى نزد من دلالت بر احتراق صفراء نمايد مانند كُرّاثى ؛ زيرا كه سواد آن مغلوب و صفرت آن غالب است . و اين ، دليل احتراق صفراست نه دليل برد ؛ زيرا كه سودايى كه دلالت بر برودت مىنمايد ، سودايى است كه با كمودت باشد نه به غلبهء صفرت . و امّا آسمانجونى : كه رنگى است شبيه به رنگ آسمان سياه با سفيدى آميز . و سبب اين . [ و امّا ] نيلجى : كه شبيه است به رنگ آبى كه در آن نيل گداخته باشند . و مركّب از سواد با اندك بياض و زرقتِ قوى است . و اين ، دلالت بر برودت و جمود مادّه مىنمايد ؛ زيرا كه برد و جمود ، موجب كثافت و جمع و خروج مادّه [ اى ] است كه در خلل جسم است از اجزاء شفافهء موجبهء بياض است . و اين هر دو [ ( آسمانجونى و نيلجى ) ] در صبيان منذر به فالج و يا تشنّج امتلائىاند ؛ به جهت آن كه اعصاب ايشان ضعيف قابل انصباب فضول است و رطوبات بلغميه در ابدان ايشان بسيار ؛ پس اگر جمود بسيارى در آن رطوبات بلغميه به هم رسد و بسيار غليظ گردد و منصبّ به سوى اعصاب گردند ، تشنّج امتلائى حادث گردد و اگر جمود و غلظت بسيار نباشد ، بلكه در آن‌ها رقّتى باشد كه تشرّب نمايند آن‌ها را اعصاب ، عارض مىگردد به سبب تشرّب آن فالج . و امّا كُرّاثى : يعنى سبز شبيه به رنگ برگ « 2 » گندنا ، كه سياهى آن زياده از نيلجى و زردى آن كم‌تر از آن است ، دلالت بر زيادتى حرارت و احتراق مىنمايد . امّا زنجارى : كه شبيه به رنگ زنگار است و سبزى آن ، به سبب كمال احتراق ، مايل به سفيدى است [ و ] دلالت بر احتراق شديد زياده از كراثى مىنمايد . و سبب آن ، رماديت اخلاط است كه با بول مستخرج مىگردد . و گاه در معده نيز صفراء كرّاثى و زنجارى مىباشد كه به قى مندفع مىگردد .

--> ( 1 ) . ابو على الحسين بن على بن سينا ، القانون فى الطب ، دار الصادر ، بيروت ، ج 1 ، ص 136 . ( 2 ) . ب : ( برگ ) حذف شده .