محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

658

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و وجه تقييد به غالب احوال ، براى آن است كه گاهى بر سبيل ندرت ، سوداء طبيعى مخلوط به صفراء مىگردد و بدان سبب رنگ آن متغير مىشود . و فرق ميان اين دو قسم ، آن است كه آن چه از كثرت اندفاع صفراء باشد ، اشتعال در بول نسبت به قسم دوم كم‌تر مىباشد و آن چه از شدّت لون آن بود ، در هر حال اشتعال آن زياده مىباشد ؛ زيرا كه : در اوّل ، در نفس مادّهء صفراء غلبه و زيادتى نيست ؛ [ بلكه ] به جهتى از جهات صفراء زياده مندفع گشته بر مجارى بول و با مائيت مندفع شده . و در دوم ، نفس مادّهء صفراء غلبه و زيادتى دارد . طبقهء چهارم : [ نارنجى ] نارنجى است : كه صفرت مايل به حمرت و شقرت باشد . و اين را « اصفر مشبّع » نيز نامند . طبقهء پنجم : [ نارى ] نارى است : كه صفرت زياده بر نارنجى ، با شعاع و اشراقى مانند شعاع و اشراق آتش باشد . طبقهء ششم : [ زعفرانى ] زعفرانى است ؛ [ يعنى ] صفرت زياده بر نارى ، شبيه به آبى كه زعفران در آن حل نموده باشند . وجه تسميهء هر يك ، به جهت مشابهت به رنگ آن چيز است . و همهء اين‌ها دلالت بر زيادتى حرارت مىنمايد بالنّسبة به سوى مرتبهء قبل خود به طريق ترقّى ؛ كه : نارنجى ، زياده بر اشقر و نارى ، زياده بر نارنجى و زعفرانى زياده بر نارى مىنمايد و زعفرانى را احمر ناصع نيز نامند به جهت آن كه سرخى آن خالص مىباشد . و آن چه ذكر يافت بنا بر رأى شيخ الّرئيس و صاحب كامل الصناعهء و قرشى است و محمد بن زكريا و ابن ابى صادق بر آنند كه حرارت نارى بيشتر از زعفرانى است بدليل آن كه