محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

659

خلاصة الحكمة ( فارسى )

حمرت بول دليل مخالطه قدرى از خون است به آن و صفرت آن دليل بر مخالطه قدرى از صفراست با آن و شك نيست كه صفراء گرم‌تر از خون است به جهت آن كه اجزاء هوايى « 1 » و نارى در اين زياده است نسبت به خون پس نارى بايد گرم‌تر از زعفرانى باشد . و هرگاه از ناريت به سرخى ميل مىنمايد به همان مقدار كه به سرخى ميل نموده حرارت آن نيز كمتر مىگردد و تابعان شيخ و صاحب كامل و قرشى چنان جواب مىگويند كه حرارت خون لا محاله كمتر از حرارت صفراست و لكن قبول نداريم كه حمرت در زعفرانى به مخالطت دم با مائيت باشد بلكه حمرت آن از شدت تراكم صفرت است . و آن چه سيد اسماعيل در ذخيره « 2 » از محمد بن زكريا حكايت نموده و خود راغب و مايل بدان است اين است « 3 » كه آن « 4 » گفته : من در سرسام حارّ حادّ كشنده كه قرانيطس خالص در كمال گرمى و خشكى است هميشه بول صاحب آن را اشقر ديده‌ام و به تجربه بسيار يافته‌ام كه در بول اصفر ، حرارت از احمر زياده است پس اشقر نارى در غايت حرارت باشد و صاحب آن به علاج بارد رطب بسيار محتاج است و هرگاه اشقرنارى بىرسوب باشد دليل بر سوء حال مريض است و يحتمل كه رأى شيخ و متابعان آن ارجح باشد و بودن بول اشقر در سرسام مهلك كه احتجاج بدان نموده‌اند و دليل خود آورده اشقر نارى را بر زعفرانى ترجيح داده‌اند در حرارت مثبت مدّعاى ايشان نمىتواند شد ؛ زيرا كه : در امراض حارهء حادّه در غايت قصوى ، بول زعفرانى باشد البتّه ، مگر آن كه در آن ، صفراء ميل به جانب ديگر نمايد كه در اين صورت ، مىتواند بود كه بول تبنى باشد . و نيز مىتواند بود كه در سرسام مهلك كه « 5 » دليل و حجّت خود آورده‌اند ، شقرت بول نيز از آن قبيل باشد و لهذا اطبّاء گفته‌اند كه مائيت بول در سرسام ، دليل هلاكت است . پس تنّزل بول از رنگ زعفرانى در امراضِ به غايت حادّه ، به سبب امر عارضى باشد و

--> ( 1 ) . الف : هوا . ( 2 ) . سيد اسماعيل جرجانى ، ذخيرهء خوارزمشاهى ، افست بنياد فرهنگ ايران ، تهران 1355 ، ص 92 . ( 3 ) . الف : ( اين است ) حذف شده . ( 4 ) . ب : او . ( 5 ) . الف : ( كه ) حذف شده .