محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

657

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و از اين ظاهر مىگردد كه اترجيت بول كه نزد جمهور ، محمود و مختص به حال صحّت است ، در هر مرض علامت محموديت عاقبت نيست زيرا كه هرگاه مرض حاد باشد سزاوار است كه بول در آن نارى و يا زعفرانى باشد . به مناسبت مادهء مرض نه كه تبنى و يا أترجى كه البته دليل ميل و انصراف ماده است به عضو رئيس و جانب ديگر . پس ، اين از اردء و اسوء دلائل است [ كه ] طبيب بايد ازين غافل نگردد و بازى نخورد . طبقهء سوم : اشقر است و آن ، مركّب از صفرت و حمرت است ؛ يعنى زرد مايل به سرخى است . و سبب آن زيادتى حرارت است نزد شيخ الرئيس « 1 » - رحمه اللّه - و اكثر قدما ، زيرا كه چون صفرت اشتداد يابد مايل به حمرت شود . و علّت صفرت اندفاع صفراء ، است با مائيت . و اين ، دو قسم است : قسم اوّل : سبب شقرت ، كثرت اندفاع صفراء باشد در بول . و اين ، ظاهر است كه هر گاه صفراء زياده از حد آن كه آن را اترجى گرداند مخلوط بدان گردد ، رنگ او را اشقر مىنمايد . و دلالت اين قسم بر حرارت ظاهر است ؛ زيرا كه دليل غلبهء خلط حارّ است كه صفراء باشد كه بروز نموده با بول . قسم دوم : آن كه سبب شقرت ، زردى رنگ صفراء باشد به جهت كيفيت فقط نه به اعتبار كمّيت . و اين ، بر دو نوع است : يكى آن كه از مرتبهء ما تحت خود ترقّى نموده به مرتبهء شقرت رسيده . دوم آن كه صفرتِ صفراء ازين مرتبه ترقّى و تجاوز نموده [ و ] به مرتبهء ناريت و زعفرانى رسيده ، پس اتّفاق افتد كه مختلط با بلغم رقيق قليل المقدار شود و بدان سبب ، از مرتبهء زعفرانيت و ناريت تنزّل نموده به مرتبهء شقرت رسيده . و بالجملة ، هر نوع كه باشد ، در اغلب احوال دلالت بر حرارت مىنمايد ؛ خواه حرارت محترقه « 2 » باشد چنان چه در صفراء محترقه و يا غير محترقه - چنان چه در مرّهء صفراء مىباشد .

--> ( 1 ) . ابو على الحسين بن على بن سينا ، القانون فى الطب ، دار الصادر ، بيروت ، ج 1 ص 136 . ( 2 ) . ب : ( چنان چه در صفراء محترقه ) حذف شده .