محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

655

خلاصة الحكمة ( فارسى )

مىريزد و با مائيت مندفع مىگردد . و يا به سبب ذَوَبان - به تأثير حرارت در آن - ترقيق يافته مندفع مىگردد . و اين امور مذكوره ، همه اسباب داخلى بدنىاند . و مىتواند بود كه از اسباب خارجى باشد ؛ مانند كثرت آشاميدن آب و شراب رقيق . و فرق ميان هر يك اين است كه تبنى : اگر از كثرت آشاميدن آب و يا شراب [ يعنى شربتِ ] رقيق باشد ، كثرت مقدار بول و رقّت آن دلالت بر آن مىنمايد . و اگر از انحدار بلغم رقيق است ، نيز كثرت بول با غلظت ، دليل آن [ است ] ؛ زيرا كه بلغم - هر نوع كه باشد - خالى از غلظتى نيست . و اگر سبب آن قلّت صفراست ، لازمهء آن نيز قلّت بول است ؛ زيرا كه : اگر قلّت آن به سبب كمى توليد است ، علّت آن برودت مزاج است و در حال برودت ، احتياج به آشاميدن آب بسيار نمىباشد و نيز قوّهء منحدرهء مائيت و دافعه و مخرجهء آن كم مىباشد ؛ به سبب قلّت صفراء . و اگر به سبب انصراف و توجّه آن به جانب ديگرى است « 1 » ، مائيت نيز با آن در اغلب اوقات مانند اسهالات و قى صفراويه نيز منصرف و متوجّه آن جانب مىگردد . و لهذا مقدار بول نيز قليل مىباشد . [ نكته ] : و « سيد اسماعيل » در « ذخيره » « 2 » نوشته كه : بول تبنى ، دلالت بر تسكين صفراء و حرارت و اعتدال مزاج مىنمايد . و در اين قول ، او منفرد « 3 » است . و ديگران ، بول غير معتدل صحّى مىدانند آن را . طبقهء دوم : اترجى است يعنى شبيه به رنگ پوست زرد رسيدهء اترج . و اين ، مركّب از زردى و مائيت است زياده از زردى تبنى . و سبب اين ، نيكويى حال هضم است ؛ زيرا كه اگر حرارت غالب مىبود ، صفراء زياده توليد مىيافت و باعث زيادتى رنگ آن مىگشت . و اگر برودت غالب مىبود ، باعث زيادتى

--> ( 1 ) . الف : ديگر است . ( 2 ) . سيد اسماعيل جرجانى ، ذخيرهء خوارزمشاهى ، افست بنياد فرهنگ ايران ، تهران 1355 ، ص 92 . ( 3 ) . ب : متفرد .