محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

654

خلاصة الحكمة ( فارسى )

مائيت نماند آن هر دو جدا گشته به طريق قهقرا بر مىگردند و مندفع مىشود از مجراى احليل و لهذا بول زرد مىباشد و نيز بايد كه قدرى صفراء با مائيت مخلوط گشته براى تحريك و دغدغه آن به سبب حدت و قوت دافعه ، كه دارد تا معين قوت دافعه بول گردد چنان چه با فضول معدى مخلوط گشته آن‌ها را دفع مىنمايد از طريق امعاء . طبقه اوّل تِبنى است يعنى شبيه برنگ آبى كه « كاه » در آن خيسانيده باشند و آن مركب از زردى كم رنگ و بياض شفاف است و سبب آن سوء هضم است به جهت برودت مزاج و يا قلت صفراء بالنسبة به مائيت نيز به سبب برودت مزاج كه توليد صفراء كم مىيابد و يا به سبب كثرت آشاميدن آب و يا به سبب انحداد بلغم رقيق مائى بسيار به مسالك بول و يا به سبب انصراف صفراء به جهت ديگر مانند دماغ - در بعض امراض دماغيه - و يا به موضع ديگر خواه اسهال و خواه قى صفراوى . و هر يك بر چند نوع‌اند : امّا سو هضم و فساد آن ، اكثر به سبب برودت و رطوبت مىباشد كه رأس مغيرات فساد هضم است . و قلّت صفراء از دو حال بيرون نيست : يا آن كه صفراء فى الحقيقة كم است نسبت به مائيت ؛ به سبب برودت مزاج كه مانع توليد صفراست . و يا به جهت تناول اغذيهء غليظهء بارده است كه صفراء از آن‌ها كم توليد مىيابد ، و اگر بسيار توليد يابد منصرف به مجارى بول نمىباشد ، بلكه به جوانب ديگر مانند دماغ - چنان چه در مبادى سرسام و غير آن مىباشد - و يا به جانب اسهال و قى صفراوى و غيرها ، كه در اين‌ها چون صفراء متوجّه جانب ديگر است ، بول مائى كم رنگ مىباشد . انصباب و انحدار بلغم : يا آن است كه بلغم خود رقيق مائى است كه « 1 » در مجارى بول

--> ( 1 ) . الف : ( كه ) حذف شده .