محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

653

خلاصة الحكمة ( فارسى )

بدان كه دليل انحصار بر هفت ، استقرائى است نه عقلى . و چون لون اظهر دلائل است ، لهذا آن را مقدّم داشته « 1 » . و بنا بر رأى « شيخ الرئيس « 2 » » - قدس سره - و اكثر اطبّاء ، طبقات آن پنج است - به حسب اصول « 3 » الوان مفرده - : صفرت و حمرت و خضرت و سواد و بياض است . و « مسيحى » ، اصول آن را چهار گفته ؛ به حسب اصول اخلاط كه اصفر و احمر و ابيض و اسود باشد ؛ به مناسبت هر خلطى . و اين ، اقرب به صواب مىنمايد ؛ زيرا كه اخضر ، مركب است از صفرت و سودا . « و سيد اسماعيل جرجانى « 4 » » در « ذخيره « 5 » » بول سبز را از مركّبات شمرده . و مراد « شيخ » و غير آن ، از اجناس خمسهء بول ، آن است كه در تحت هر يك ، انواع بسيار است ؛ زيرا كه در تحت لون خضرت نيز درجات است ؛ خواه انواع تحت اجناس مركبات باشند و يا بسايط . و نيز « شيخ الرئيس » - قدّس سرّه - گفته : اجناس بول ، سه است : غلظت و رقّت و توسّط . و اعراض آن ، چهار : حمرت و صفرت و سواد و بياض . و هر يك دلالت بر امرى مىنمايد « 6 » و غلبهء خلط ملوّن بدان ؛ كه صفرت بر غلبهء صفراء و حمرت بر غلبهء دم و سواد بر غلبهء سوداء و بياض بر غلبهء بلغم . جنس اوّل : لون اصفر است و طبقات آن بدان كه طبقات اصفر شش است . و چون لون صحّى بول ، يكى از طبقات آن است كه اترجى باشد . و بول در اغلب احوال زرد مىباشد ؛ به اعتبار اختلاط قسطى از صفراء با دم براى ترقيق و تنفيذ آن در مسالك ضيقه و مائيت نيز مخلوط آن هر دو مىباشد براى ترقيق و تنفيذ و چون دم به اعضاء ضيقّه و اقاصى بدن رسيد و ديگر احتياجى به صفراء و

--> ( 1 ) . الف : نموده شد . ( 2 ) . ابو على الحسين بن على بن سينا ، القانون فى الطب ، دار الصادر ، بيروت ، ج 1 ص 138 - 136 . ( 3 ) . الف و ب : ( وصول ) آمده به نظر مىرسد اشتباه كاتب بوده و ( اصول ) صحيح است . ( 4 ) . سيد اسماعيل جرجانى ، ذخيرهء خوارزمشاهى ، افست انتشارات بنياد فرهنگ ايران ، تهران 1355 ، ص 94 . ( 5 ) . الف : ( در ذخيره ) حذف شده . ( 6 ) . ب : مىنمايند .