محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
593
خلاصة الحكمة ( فارسى )
حركت [ ا ] ست ، ممكن است ادراك آن به يك حركت ، وقتى كه زمان آن قصير باشد ؛ به خلاف متواتر كه ممكن نيست - به سبب عدميت ادراك آن - و كمتر از دو حركت محسوس نمىگردد . و سبب آن ، قوّت حرارت و شدّت حاجت و عدم مطاوعت آلت است كه آن چه فوت « 1 » مىگردد آن را از عظم ، تدارك آن را به تواتر مىنمايد . و درين ، زمان سكون و حركت هر دو قصير مىباشند « 2 » و در سريع ، زمان حركت فقط . و سبب آن ، اسباب حرارت است . و متفاوت : آن كه « 3 » مخالف متواتر باشد . و سبب آن ، ضعف قوّه و « 4 » حرارت و قلّت حاجت و يا ضعف مفرط به حدّى كه قادر به سرعت و عظم و تواتر نباشد . و معتدل : متوسّط ميان آن هر دو [ است كه ] ، دليل بر توسّط حال قوّهء حيوانيه و توسّط حاجت [ است ] . و سبب آن ، توسّط اسباب آن هر دو است . جنس ششم : [ مأخوذ از مقدار رطوبات عروق ] مأخوذ از مقدار چيزى است كه در تجويف عروق است از رطوبت . و اين نيز منقسم به سه قسم مىگردد : ممتلى و خالى و معتدل ميان آن هر دو ؛ زيرا كه آن رطوبت : يا زايد از حدّ اعتدال است كه پر دارد جوف عروق را كه محسوس گردد . و لهذا اين را ممتلى نامند . و اين ، دلالت بر كثرت خون و روح مىنمايد . و سبب آن ، اسباب سبعهء امتلاء است ؛ از اغذيه و اشربهء مرطّبه و اكثار حمّام مرطّب و موانع تحليل و ضعف هاضمه و دافعه و يا شدّت ماسكه و يا ضيق مجارى . و خالى ، مخالف ممتلى است كه : رطوبت تجويف عرق ، كمتر از رطوبت تجويف عرق طبيعى معتدل باشد . و دلالت مىنمايد بر ضدّ آن چه دلالت مىنمايد بر آن ، ممتلى . و سبب اين نيز ضدّ اسباب سبعهء امتلاء است ، با سه سبب ديگر كه قلّت دم و روح و يا قلّت
--> ( 1 ) . الف و ب : ( قوت ) آمده اما به نظر مىرسد ( فوت ) صحيح باشد . ( 2 ) . الف : مىباشد . ( 3 ) . ب : آن است كه . ( 4 ) . ب : ( و ) حذف شده .