محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

594

خلاصة الحكمة ( فارسى )

آن هر دو باهم و يا غلظت آن هر دو است باهم . و معتدل ، متوسّط ميان آن هر دو است و دليل توسّط امور مذكوره و سبب آن ، توسّط اسباب مذكوره است . جنس هفتم : مأخوذ از كيفيت جرم عرق است : كه ملمس آلت باشد . هر چند اين جنس عامّ جميع بدن است و ليكن گاه ملمس عرق ، مخالف ملمس جميع بدن مىباشد ؛ زيرا كه شريان ، اتّصال به قلب دارد و آلت آن و « 1 » وعاء دم و روح است كه هر دو گرم‌اند . هر چند وريد نيز اوعيهء دم است و ليكن « 2 » چون با آن روح قليلى « 3 » است و دم كثيرى ، به واسطهء « 4 » غلبه رطوبت دم ، حرارت روح چندان محسوس نمىگردد ، لهذا ملمس شريان از آن كم‌تر است . و كيفيت ديدن ملمس شريان نبض ، در صدر ذكر يافت و آن كه بگذارد طبيب ، دست خود را بر موضعى از معصم - غير [ از ] موضع شريان - و نسبت آن را به معتدل دريابد ؛ پس دست بر شريان گذارد زمانى و نسبت آن را نيز دريابد . و حكم نمايد به حسب استحقاق و لايق آن . و اين نيز منقسم مىگردد به « 5 » سه قسم : حارّ و بارد و معتدل ميان آن هر دو . هر چند به حسب كيفيات اربعه ، مقتضى آن است كه شش باشند و ليكن « 6 » دو كيفيت انفعاليه را معتبر نگرفته‌اند با لوازم آن - مانند لين و صلابت - را اين جا ؛ چنان چه در ساير اعضاء معتبر مىدانند ؛ جهت آن كه لين و صلابت ، اين جا داخل تحت جنس قوام‌اند . و حار : دلالت بر حرارت آن چه در تجويف عرق است از خون و روح مىنمايد . و سبب آن ، هر يك از اسباب مسخّنه است كه ذكر يافت .

--> ( 1 ) . الف : ( و ) حذف شده . ( 2 ) . الف : لكن . ( 3 ) . ب : قليل . ( 4 ) . ب : به سبب . ( 5 ) . الف : بر . ( 6 ) . الف : لكن .