محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

592

خلاصة الحكمة ( فارسى )

آن فرو روند . و اين ، دلالت بر غلبهء رطوبت نمايد بر بدن كه باعث سهولت قبول اشكال و ترك آن‌ها است . و سبب آن‌ها ، اسباب مرطّبهء بدن است . [ تبصره ] : و گاه مشتبه مىگردد صلب به قوى . و فرق ميان صلب و قوى آن است كه : چون نبض قوى را به قوّت بفشارند ، مطاوعت و قبول فشار مىنمايد و ليكن به قوّت از خود دفع مىنمايد . و صلب ، آن است كه قبول فشار نمىنمايد و دفع مىكند سر انگشتان را به قوّت از خود . و بالجملة ، فرق ميان هر دو به انفعال و عدم آن است و آن كه قوى البتّه بايد كه با حرارت باشد و صلب را حرارت لازم نيست [ و ] از برودت نيز مىتواند بود . و معتدل : دلالت بر اعتدال حال آن هر دو مىنمايد . و سبب آن ، اجتماع اسباب مجفّفه و مرطّبه است . جنس پنجم : از اجناس بسيطهء دالّه بر حال نبض مأخوذ از زمان سكون است ؛ خواه سكون حقيقى محيطى خارجى باشد و خواه سكون غير حقيقى داخلى مركزى و يا سكون در حس كه زمان واقع ميان دو انبساط باشد . و اين ، مشتمل بر چهار امر است : يكى ، سكون محيطى و « 1 » دوم ، انقباضى و « 2 » سوم ، سكون مركزى و « 3 » چهارم ، انبساطى . و سكون مركزى را استعمال در سه امر مىنمايند : اوّل ، آخر انقباض . دوم ، اوّل انبساط . سوم ، سكون ، كه ميان آن هر دو است هر چند كه مدرك نباشد . و اين نيز بر سه قسم است : يا متواتر است يا متفاوت و يا متوسّط ميان آن هر دو : متواتر : آن است كه كوتاه باشد زمان محسوس واقع ميان هر دو قرعه ؛ يعنى چون يك قرعه نمود ، باز به زودى بدون تخلل سكون بسيار ، عود به قرعهء ديگر نمايد . و زمان سكون ، كوتاه گردد نسبت به حال اعتدال . و يا آن كه چون از انقباض ، حركت آن محسوس گردد ، فى الفور باز منبسط گردد و قرع نمايد و همچنين . [ تبصره ] : و فرق ميان متواتر و سريع ، آن است كه : سريع چون مأخوذ از زمان

--> ( 1 ) 3 و 2 و 1 . ب : ( و ) حذف شده . ( 2 ) ( 3 )