محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
591
خلاصة الحكمة ( فارسى )
حاجت به سوى هواى بارد مىنمايد و علامت اعتدال مزاجِ آن است در حرارت و برودت . و اقسام [ مركبه ] اين جنس نيز نه مىگردد . و بدان كه سريع را قصر زمان حركت لازم است ، امّا قصر زمان حركت را سرعت لازم نيست ؛ زيرا كه هرگاه مسافت قصير بود ، بالضّرورة زمان حركت قصير خواهد بود هر چند حركت سريع نباشد . و فرق در قصر زمان حركت نبض كه به سبب قصر مسافت باشد و ميان آن كه سبب قصر زمان [ از ] سرعت باشد ، آن است كه : در اوّل جايز نيست كه نبض شاهق باشد ، به خلاف ثانى كه در آن مقيد نيست كه شاهق باشد يا غير شاهق . و فرق در اوّل و دوم كه غير شاهق باشد ، آن است كه : اگر زمان حركت به حسب مقتضاى مسافت باشد ، از قصر مسافت بود . و اگر زمان حركت كوتاهتر از مقتضاى مسافت باشد ، از سرعت بود . به حسب مقدار مسافت فرض كنند ، پس زمان حركت را بر آن قياس نمايند ، تا روشن گردد كه قصر زمان حركت ، از قصر زمان مسافت است و يا از سرعت حركت . پس بايد فهم نمود اين معنى را كه بسيار غامض است . جنس چهارم : از اجناس بسيطهء نبض مأخوذ از قوام آلت است . و اين نيز بر سه قسم است : صلب و لين و متوسّطِ ميان آن هر دو ؛ زيرا كه « قوام آلت » ، عبارت از هيأتى است كه حاصل مىگردد جسم را كه بدان ، حكم مىنمايند بر آن كه جسم صلب است يا نرم يا متوسّط . و صُلب : آن است كه عاصى باشد از قبول انغمار و فشار كه چون به قوّت بفشارند آن را ، قبول فشار ننمايد ؛ بلكه از خود دفع كند سر انگشتان را . و اين ، دلالت بر يبس مزاج بدن مىنمايد . و سبب آن ، اسباب يابسهء مجفّفه است - زيرا كه يبس ، مقتضى صعوبت قبول اشكال و ترك آنها است - و يا برودت مجمّده و يا تمدّد عروق [ است ] ؛ چنان چه در بحارين و تشنّج و تمدّد مىباشد . و لين : مخالف آن است كه قبول فشار سر انگشتان به آسانى نمايد « 1 » و سر انگشتان در
--> ( 1 ) . ب : ( نمايد ) حذف شده .