محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

588

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و شاهق « 1 » - كه ضدّ منخفض است - دلالت بر زيادتى حرارت . و منخفض - كه ضدّ شاهق است - بر كمى آن . و معتدل ميان آن هر دو ، بر اعتدال ميان آن هر دو . و ليكن زايدِ در اقطار ثلاثه - يعنى طويل عريض مشرف - را [ كه ] « عظيم » نامند ، سبب ذاتى آن ، كثرت حرارت كه شدّت حاجت است و قوّت قوّه و مطاوعت آلت . و سبب عرضى آن ، هزال و لاغرى [ است ] ؛ زيرا كه فربهى و كثرت لحم ، باعث انضغاط « 2 » عروق و مانع عِظَم نبض است . و ناقصِ در آن هر سه - يعنى قصير ضيق منخفض - را « صغير » نامند . و زايد در عرض و شهوق را - خواه قصير باشد و يا معتدلِ در طول و قصر - « غليظ » گويند و سبب آن ، قوّت قوّه و مطاوعت آلت . و ناقص در آن هر دو را در عرض و شهوق - خواه طويل باشد و يا معتدل - « دقيق » نامند . و سبب ذاتى آن ، قلّت و نقصان هر سه سبب « 3 » مذكور . و معتدلِ ميان آن‌ها ، معتدل در اسباب مذكوره [ است ] و دلالت بر اعتدال حرارت و برودت و رطوبت و يبوست مىنمايد . [ تبصره ] : و بدان كه مقيس عليه معرفتِ نبضِ معتدل از غير معتدلِ منحرف از درجهء اعتدال - به افراط و يا تفريط - : نبض معتدل المزاج است كه طبيب ، نبض آن را مكرّر ديده و در ذهن خود نگاه داشته و بدان بسنجد نبض غير را ؛ خواه نابض خود معتدل باشد و يا نباشد و يا معتدل نوعى و يا معتدل صنفى . و يا مقيس اليه ؛ نبضِ حالت همان شخصِ مريض باشد كه طبيب ، مكرّر در حالت « 4 » صحّت و مرض ، نبض آن شخص را ديده و در ذهن خود ميزان صحّت آن را گرفته و سپرده ، بدان بسنجد حالت انحراف آن را . و لهذا گفته‌اند كه : طبيب حكّام و سلاطين ، بايد كه قديم و عارف امزجهء صحّت و غير صحّت ايشان باشد و بر طبيب جديد تازه وارد ، اعتمادى چندان نيست ؛ به جهت عدم اطّلاع و احاطه بر جزئيات انحرافات « 5 » امزجهء ايشان .

--> ( 1 ) . منظور از شاهق همان مشرف است . ( 2 ) . الف : انضفاط . ( 3 ) . سه سبب عبارت است از حرارت ، قوّت قوه و مطاوت آلت . ( 4 ) . ب : حال . ( 5 ) . ب : انحراف .