محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

589

خلاصة الحكمة ( فارسى )

جنس دوم : [ مأخوذ از كيفيت قرع اصابع ] از اجناس عشرهء ادلّهء بسيطهء نبض مأخوذ از كيفيت قرع أصابع است ؛ قطع نظر از ديگر اعتبارات . و اين منقسم به سه قسم است : قوى و ضعيف و متوسّطِ معتدل ميان آن هر دو : قوى : آن است كه به قوّت صدمه بخورد به سر انگشتان در هنگام حركات انبساطيه و هر چند سر انگشتان را بر آن بفشارند ، باطل نگردد حركت آن ، بلكه فرو رود در سر انگشتان و سر انگشتان را از خود دفع نمايد . و اين ، دلالت بر شدّت قوّهء حيوانيه مىنمايد كه محرّك آن است ؛ زيرا كه هرگاه محرّك در كمال قوّت باشد ، متحرّك آن نيز قوى مىباشد . و « 1 » ضعيف : آن است كه به قوّت نخورد به سر انگشتان و صدمه بدان نرساند . و اگر انگشتان را بر آن بفشارد ، به سر انگشتان فرو نرود و از خود دفع ننمايد و « 2 » هر چند عظيم باشد ؛ زيرا كه گاه هست كه آلت بسيار نرم مىباشد [ و ] به ادنى محرّكى بسيار منبسط مىگردد ؛ خصوصاً « 3 » وقتى كه مانع و ضاغطى آن را نباشد . پس ، عظيم اين جا « 4 » به سبب شدت قوّت نيست ؛ بلكه به سبب نرمى آلت است . پس يافته شد كه عظيم ، بدون قوّت مىتواند بود . و گاه مىباشد قوّت قوى و آلت غير مطاوع براى انبساط به سبب صلابت خود پس مىباشد نبض ، قوى غير عظيم . پس ظاهر گرديد كه هر يك از قوى و عظيم « 5 » ، لازم ديگرى نيستند ، بلكه بدون ديگرى يافته مىشوند . و اين ، دلالت بر ضعف قوّت حيوانيه مىنمايد ؛ زيرا كه ضدّ و مقابل آن است . و متوسّط : معتدل ميان آن هر دو [ است و ] ، دلالت بر اعتدال آن هر دو مىنمايد .

--> ( 1 ) . ب : ( و ) حذف شده . ( 2 ) . ب : ( و ) حذف شده . ( 3 ) . الف : خصوص . ( 4 ) . الف : آنجا . ( 5 ) . ب : عظيم و قوى .