محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

567

خلاصة الحكمة ( فارسى )

در تحقيق آن كه حركت نبض از كدام جنس از مقولات است و « 1 » بدان كه اطبّا را اختلافات است و هر يك چيزى گفته‌اند . و جمله اقوالشان به سه قول بر مىگردد : قول اوّل : آن كه جمهور اطبّا بر آن‌اند كه حركت آن ، مكانى است . و « محمّد آقسرايى » نوشته كه « 2 » « حقّ آن است كه حركت نبض ، اينى است » . و دليلى كه بر صحّت قول خود آورده اين است كه « حركت نبض ، مركّب از انقباض و انبساط است . و انقباض ، عبارت از حركت اجزاء عِرق است از طرف و كناره به جانب وسط . و انبساط ، بر عكس آن ؛ يعنى حركت از وسط به جانب اطراف و كناره است . و هر دو حركت متقابل يك ديگراند . و ظاهر است كه انقباض و انبساط بدون تبدّل ايون هر يك جملتا ، متصوّر نيست ؛ زيرا كه فضاى متوسّط ، متّسع مىگردد يك بار در حالت انبساط و منقبض مىگردد بار ديگر در حالت انقباض » . و قبل از اين ، تبدّل از مكان حقيقى در حركت اينى لازم نيست ؛ مانند حركت آب در كوزهء متحرّك . و غرض ازين ، بيان آن است كه تا آن چه در منع حركت اينى گفته‌اند كه « مكان ، عبارت از سطح حاوى مماسّ سطح محوى است » وارد نشود ؛ زيرا كه شك نيست كه عرق در مكان خود است و سطح آن از سطح حاوى خود مفارقت نمىنمايد در انقباض و انبساط . و ببايد دانست كه جرم عِرق كه منقبض و منبسط مىگردد ، گوشت و پوست متّصل « 3 » اطراف و بالاى آن منخفض و مرتفع مىگردند ؛ زيرا كه اگر چنان نشود ، لازم آيد در عرق حاوى آن فضايى به هم رسد در حالت انقباض و اين محال است ؛ به جهت استلزام خلأ و محال بودن آن . قول دوم : آن كه حركت نبض ، حركت كمّى است ؛ زيرا كه شريان ، لا محاله متخلخل

--> ( 1 ) . ب : ( و ) حذف شده . ( 2 ) . ب : ( كه ) حذف شده . ( 3 ) . ب : ( متصل ) حذف شده .