محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

مقدمه 64

خلاصة الحكمة ( فارسى )

داشته است . شايد به جرأت بتوان گفت كه كتب عقيلى - مخصوصاً - و كتب خاندان او - عموماً - در طب هندوستان نقش ارزنده‌اى دارد و كتاب‌هايى كه بعد از كتب عقيلى به نگارش در آمده و در جامعهء علمى هندوستان مطرح شده ، بيشتر برگرفته از كتاب‌هاى عقيلى و خويشان او بوده و گاه به صورت تفسير ، تبيين ، ترجمه و يا تلخيص آن‌هاست ؛ با اين حال نقش پيگير و مجدّانه علما و فرهيختگان هند را در اين‌باره نمىتوان ناديده گرفت . عقيلى بسيار متواضع است ؛ مراجعه به مقدمهء كتب او ما را از سخن ديگر بىنياز مىسازد ؛ در متن كتاب نيز گاه از خود با تعابيرى ياد مىكند كه نشانگر روح تواضع و مردانگى در اوست ؛ مثلًا در مباحثى از خلاصة الحكمة از خود چنين تعبير مىكند : « راقم هيچ مدان ، احقر العباد » . علاوه بر اين عقيلى شخصى پايبند به شرع و متخلّق به اخلاق اسلامى است . در خلاصة الحكمة داستانى از يكى از حكام هند در مورد نظاره‌گرى بر مجامعت زناكاران آورده و مىگويد : « خاك بر سر اين چنين لذتى و بى حميتى و بىغيرتى » . « 1 » ولايت مدارى نيز در كلام و نوشتار عقيلى به صورتى ظاهر جلوه‌گر است . او ولايت ائمهء اطهار - سلام الله عليهم اجمعين - و تبعيت و ولاى ايشان را در فراگيرى دانش طب ضرورى مىداند . نقل سخن او در اين‌باره خالى از لطافت نيست ؛ او در اين باره چنين مىگويد : « و از جملهء علوم ضروريه مر او را ده علم است ؛ اول : علم فقه و حديث است و تبعيت و ولاى اهل بيت - صلوات الله عليهم - به حكم آيهء قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى وَ آيه وافى هدايهء قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي اساس و بنياد دين خود را بدان استوار دارد تا آن كه به ورود شكوك و شبهات شياطين نفسانيه و شياطين انسيه بايد كه از جادهء استقامت نلغزد و منهدم نگردد . . . » .

--> ( 1 ) . همان ، ص 7 .