محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

554

خلاصة الحكمة ( فارسى )

حال مرض و انحرافات آن ديده و شناخته و دريافته حالات صحت و انحرافات آن را ؛ به حسب تغيرات فصول و بلدان و اهويه و غيرها از تغيرات لاحقهء داخليه و خارجيه تا حكمِ بالجزم بر حالات و تغيرات حادثه تواند نمود و مسلّط بر آن باشد . و الّا نه خود و نه غير او « 1 » را اعتمادى بر حدس و قول او خواهد بود . و ديگر ، آن كه بايد كه « 2 » نبض را به چهار انگشت - كه سبّابه و شهادت نيز نامند و وسطى و بِنصِر و خِنصِر - كه بسيار از هم منفرج و دور و چسبيده به هم نباشد [ بگيرند ] ؛ بدين نحو كه خنصر را به طرف ابهام دست مريض و سبّابه را به طرف ساعد او « 3 » نمايد و ملاحظه كند . و اطبّاى يونان ، وجه ملاحظهء نبض را بدين هيأت ، جهت آن مقرّر نموده‌اند كه شريان نبض به جانب ابهام [ مريض ] نمايان‌تر و قوىتر است و هر چند به جانب ساعد مىرود ، مخفىتر و ضعيف‌تر مىگردد . پس ، سر انگشت سبّابه كه حسّ آن قوىتر است نسبت به سر انگشتان ديگر و بعد از آن ، سر انگشت وسطى و همچنين سر انگشت خنصر كه از همه ضعيف‌تر است . [ و ] بايد به مناسبت ، قوى الحسّ را به جانب ضعيف النّبض و ضعيف الحسّ را به جانب قوى النّبض « 4 » گذارند تا نبض خوب دريافت گردد . و ديگر ، آن كه بايد كه تا مدّتى كه سى نبضه و يا سى و پنج نبضه را تمام نكند ، دست بر ندارد - و ادنى مدّت تفحّص و ادراك را « محمّد بن زكريا » دوازده ضربه مقرّر نموده - ؛ تا آن كه تغيرات و حالات آن را در يابد . هر چند ، گاه هست كه در سى ضربه كه « سى نبضه » نامند بلكه سى و پنج هم شريان از صلابت به نرمى و از امتلاء به خلأ ميل نمىنمايد ؛ و ليكن ممكن است كه در برودت و حرارت و عظم و صغر و تفاوت و تواتر و قوّت و ضعف و تقدّم و تأخّر مختلف گردد ؛ زيرا كه صلابت و نرمى شريان ، به سبب يبس و رطوبت مزاج است و آن ، به زودى

--> ( 1 ) . ب : ( او ) حذف شده . ( 2 ) . ب : ( كه ) حذف شده . ( 3 ) . ب : آن . ( 4 ) . الف و ب : ( قوى الحس را به جانب قوى النّبض و ضعيف الحس را به جانب ضعيف النبض ) .