محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

555

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و بدون تدبيرى متغير و متبدّل نمىگردد . و ديگر حالات چون متعلّق به حرارت و برودت و ثَوَران و هيجان و سكون اخلاط « 1 » و اعراض نفسانيه است ، مىتواند بود كه به زودى بلكه وهم و خيال و انديشهء محبوبى و مطلوبى و يا مهروبى و مبغوضى و منافرى و غيرها و يا به وزيدن نسيم باردى و يا حارّى ، متغير و متبدّل گردد . و بدان كه در معرفت اين امور ، طبيب را حاصل مىگردد معرفت استواء « 2 » و اعتدال و انحراف مزاج . و آن‌ها را چون ملحوظ و محفوظ دارد ، مىتواند كه حكم بر حال مرض و « 3 » مريض نمايد . و ديگر ، آن كه بايد كه در حين ملاحظهء نبض ، مريض و طبيب ساعد را به پهلو « 4 » نچسبانند و اعتماد به چيزى هم نكنند و چيزى در دست نگيرند و چيزى در دست و بازو نيز « 5 » بسته نباشند ؛ خصوص مستحكم . و نيز كمر بايد كه مسدود و محكم بسته « 6 » نباشد و دست ديگر « 7 » را نيز بر زمين تكيه ننمايند « 8 » ، بلكه هر دو مستوى و درست روى به روى « 9 » هم نشسته [ و ] اوّلًا طبيب تفقّد حال مرض نمايد به بشاشت و مهربانى و شفقت و ملاطفت ؛ تا آن كه مريض را با او محبّت و انس به هم رسد ، هر چند فى الجملة باشد ، پس نبض او را ملاحظه نمايد به نحو مذكور . و اوّلًا بيازمايد آن را كه قوى است يا ضعيف ، صلب است يا نرم . اگر قوى و صلب است ، انگشتان را به قوّت بر آن بفشارد امّا نه به حدّى كه آن را از حركت باز دارد . و اگر ضعيف و نرم است ، به ملايمت به حّد اعتدال ؛ زيرا كه بسا هست كه مريض را از ملاقات طبيب ، فرح و انبساط مفرطى « 10 » قوى لاحق مىگردد و گاهى شرم و

--> ( 1 ) . الف : اختلاط . ( 2 ) . الف : استواى . ( 3 ) . ب : ( و ) حذف شده . ( 4 ) . الف : پهلوى . ( 5 ) . ب : ( نيز ) حذف شده . ( 6 ) . ب : بسته محكم . ( 7 ) . ب : دست دوم . ( 8 ) . ب : ننمايد . ( 9 ) . ب : رو به روى . ( 10 ) . ب : مفرط .