محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
553
خلاصة الحكمة ( فارسى )
[ مقدمه : قوانين كليه گرفتن نبض ] : اوّلًا ببايد دانست كه قبل از شروع در بيان مقصود ، امورى چند كه لازمهء معرفت نبض و از شرايط آن است بيان مىنمايد و بعد از آن ، تعريف نبض و اقسام و دلائل آن را . از جملهء آن امور : يكى ، آن است كه بايد اصابع شخص نبّاض - يعنى بينندهّ نبض - معتدل در گرمى و سردى و نرمى و صلبى و لطافت و غلظت باشد و سليم الذّهنِ صحيح الطّبعِ با حسّ و ادراك باشد ؛ تا [ از ] حركات و سكنات نبض را و انتقال از حالى به حالى و انتقال از اعتدال و انحراف و اختلاف حالات آن به اعتدال و انحراف و اختلاف حال قلب [ استدلال ] تواند نمود . و ديگر ، آن كه مكرّر نبض مريض را ديده و شناخته و حدس و قياس نموده و صائب آمده ؛ تا آن كه اعتماد بر آن تواند نمود . و ديگر ، آن كه در هنگامى كه ملاحظه نبض مىنمايد ، بايد كه هم خود و هم مريض و يا شخصى كه نبض او را مىبيند ، خالى از اعراض نفسانيه - مانند غضب و خشم و طيش و غمّ و همّ و حزن و خوف و فرح مفرط و امثال اينها - و از فكر و انديشه و توجّه به جانب امرى ديگر فارغ باشد . و از امور طبيعيه و بدنيه نيز ؛ مانند رياضت و گرسنگى مفرط و سيرى و امتلاء بسيار و استحمام و كلال و ملال و امثال اينها . و بالجملة ، از آن چه مغير حال قلب و بدن و نبض باشد فارغ باشند ؛ زيرا كه ملاحظهء نبض با اين حالات ، اعتبار « 1 » و اعتمادى ندارد . و « 2 » ديگر ، آن كه بايد كه ملاحظهء مزاج و سحنه « 3 » و عمر و فصل و بلد و هوا و غيرها از مغيرات احوال بدن و نبض نمايد . و لهذا شرط نمودهاند كه طبيبِ نبّاض بايد كه عارف به حال نبضِ مريض باشد و بارها و مدّتها نبض او را در حالات صحّت و اعتدال مزاج و
--> ( 1 ) . ب : اعتبارى . ( 2 ) . ب : ( و ) حذف شده . ( 3 ) . الف و ب : سخنه .