محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
549
خلاصة الحكمة ( فارسى )
دلائل تكلّم : وقار در تكلّم ، علامت نيكويى است و فهم . حركت در حين تكلّم ، علامت زيركى و تدبير است . دلائل گردن : گردن كوتاه علامت مكر و خبث باطن است . گردن دراز و باريك علامت بىدلى و حماقت است . گردن سطبر ، علامت جهل و حمق و سخن كذب و پر خوردن است . گردن متوسّط ، علامت صدق و عدل و تدبير باشد . دلائل شكم : شكم بزرگ ، علامت جهل و حمق و خبث است . لطافت شكم و سينه در اعتدال ، علامت حسن اعتدال اخلاق و رأى و صفاى عقل است . دلائل عرض كتفين و پشت : عرض و سطبرى آنها ، دلائل « 1 » علامت شجاعت و خفّت عقل است . نزارى و لاغرى كتفين ، علامت قبح سيرت و سوء مذهب باشد . دلائل كف و انگشتان : انگشتان دراز علامت زيركى است در صنعتها و علامت تدبير كارها باشد . دلائل ساق : بزرگى ساق ، علامت نادانى و بدبختى و ردائت باشد . و اعتدال اين مقدار ، از علامات فراست است . بدان كه ذكر اين چند امر ، حكيم عاقل را در تفرّس احوالِ خُلق كفايت است . [ تبصره ] : و در اين باب ، نكتهاى دانستنى است كه اوصافى كه حكماء بر اين دلائل ذكر نمودهاند ، براى عوام النّاس و كسانى است كه تبديل اخلاق و اوصاف خود را به سبب رياضت به تبعيت صاحبان شريعت و امر ايشان - صلوات اللّه عليهم اجمعين - و تلقين علماء و اكابر دين و تربيت و تقويت ايشان و اطّلاع بر اخبار و آثار قدما اصلاح نياورده باشند . و امّا كسانى كه به اصلاح آوردهاند ، با وجود دلائل شر ، حكم بر شرارت نتوان نمود ؛ چنان چه در اخبار يونانيان آمده است كه : حكيم « افلاطونِ » الهى ، بر بالاى كوهى مسكن داشت كه آن كوه را يك راه بيش نبود بر سر آن كوه ، [ و ] نقّاشى نشانده بود و مقرّر فرموده كه هر كه خواهد به صحبت من بيايد « 2 » ، اوّل صورت او را بكش و نزد من آور تا از
--> ( 1 ) . الف : ( دلائل ) حذف شده . ( 2 ) . ب : آيد .