محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

529

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و حدّ وسط ميان كلّ دلايل حرارت و دلايل برودت ، دليل بر اعتدال مزاج است . علامات امزجهء [ جبليه ] مركبه علاماتى كه دلالت بر امزجهء مركّبه مىنمايند ، شناخته مىشوند از تركيب علامات امزجهء مفرده . [ علامات امزجهء عارضه ] و بدان كه آن چه ذكر يافت از علامات ، همه [ از ] علامات امزجهء جبلّيهء مولوده بودند . و امّا علامات امزجهء عارضهء غريبهء غير مولوده ، آن است كه : آن علامات مذكوره ، عارض امزجه باشند و آن امزجه ، مضرّ افعال . [ علائم صفراوى ] : پس اگر مزاج عارضى ، مادّى صفراوى باشد ، علاماتى كه دلالت بر صفراويت آن مىنمايد [ دارد ؛ يعنى ] « وخز » ، يعنى ادراك و احساس به حالتى كه گويا سوزن بر بدن فرو مىبرند و « نخس » ، يعنى احساس و ادراك به حالتى كه گويا خار و پيكان در بدن فرو مىبرند ؛ به سبب لذع و حدّت ابخرهء حادّهء صفراويه كه به جهت حرارت و لطافت ، به زودى به حركت درآمده [ و ] حركت به سوى ظاهر بدن مىنمايند و به جلد بدن مىرسند و در آن نفوذ مىنمايند و باعث ادراك و احساس آن حالات مىگردند . و اندك ثقلى ؛ به جهت آن كه جميع موادّ و اخلاط ، خالى از ثقلى نيستند و مىگردند كَلّ بار بر ، قوا « 1 » و ليكن در صفراء نسبت به موادّ و اخلاط ديگر ، لطافت و خفّت بيش‌تر است . و علاماتى كه دلالت بر دمويت آن مىنمايند : ثقل زياده از صفراويت و حمرت رنگ بشره و تمدّد اعضاء و انتفاخ بدن و گرمى ملمس است و خارش مواضع فصد و حجامت و خون از بن دندان آمدن و رعاف احيانا ؛ جهت آن كه ثقل خون به سبب رطوبت و غلظت و كثرت مقدار ، زياده از صفراء [ است ] و

--> ( 1 ) . الف : كل بار پر قوى . ب : كل بار قوى .