محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

530

خلاصة الحكمة ( فارسى )

زيادتى ، باعث ثقل بدن و ضعف قوّت حرارت غريزيه است به سبب انغمار تحت آن . و نيز به « 1 » سبب ترطيب ارواح و اعصاب و دشوارى آن‌ها به تحريك و برداشتن بدن . و نيز به سبب غلبه و ميل آن به تحت جلد ؛ به سبب غليان و تخلخل و اتّساع عروق ؛ به جهت حرارت و رطوبت آن ، باعث سرخى و تمدّد و انتفاخ بدن و گرمى ملمس آن مىگردد . و علاماتى كه دلالت بر بلغميت مزاج مىنمايند : بياض زايد بر بياضى كه اعضاء اصليه را مىباشد و قلّت عطش و كثرت ريق - يعنى بسيارى آب دهن - و ثقل بدن زياده از دموى و نعاس و ترهّل و نرمى بدن و برودت ملمس ؛ همهء ايشان به سبب زيادتى بلغم و برودت و رطوبت آن و از صعود رطوبات به سوى دهان و انجلاب آن از دماغ نيز و انصباب آن به منبت اعصاب و استرخاء آن‌ها و عاجز آمدن از حمل و نقل اعضاء و ميل قوا و حرارت به سوى ظاهر . و علاماتى كه دلالت بر سوداويت مزاج مىنمايند : قحل « 2 » و خشكى و لاغرى بدن و سَهَر و بيدارى و تجفيف و خشكى دماغ و اندك ثقلى كم‌تر از دموى و بلغمى ؛ به سبب قلّت مقدار و يبس مزاج آن ؛ زيرا كه سوداء به سبب برد و يبس مزاج و ارضيت خود و قلّت مقدار ، قابليت تغذيه و تنميه و ترطيب بدن و دماغ كه باعث فربهى و تنويم است ندارد . و نيز به سبب صعود ابخرهء سوداويهء مظلمهء موحشهء روح و گريزانندهء آن از داخل به سوى خارج ، باعث بيدارى « 3 » است . و به سبب ارضيت و قلّت مقدار و يبس خود ، باعث اندك ثقلى است در بدن و باعث تيرگى و سواد « 4 » رنگ آن است .

--> ( 1 ) . ب : ( به ) حذف شده . ( 2 ) . الف و ب : فحل . ( 3 ) . الف و ب : ( باعث فربهى و بيدارى ) آمده . كلمه ( فربهى و ) با توجه به مطالب قبلى مصنف كه سوداء موجب فربهى نمىگردد اضافى است . ( 4 ) . الف : سوداء .