محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
526
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و خون مىنمايد : امّا حدّت رايحه ، به جهت آن كه طبيعت هنگامى كه اخلاط فاضلهء قابلهء غذا را از فضول جدا و منجذب گردانيد و ديگر طعمى او را از آنها نماند ، اعراض مىنمايد از آنها و تصرّف نمىنمايد در آنها حرارت غريزيه . [ و ] به سبب اعراض طبيعت و عدم تصرّف حرارت غريزيه ، تصرّف مىنمايد در آنها و استيلاء مىيابد بر آنها حرارت غريبه و صعود مىنمايد اجزاء لطيفهء آنها . و لهذا ظاهر مىگردد از آنها عفونت و حدّت رايحه . و امّا زيادتى رنگ آنها ، به سبب زيادتى ريختن مرّهء صفراء است بر آنها و آنها را منصبغ به رنگ خود نمودن و حدّت در آنها به هم رسانيدن به سبب حدّت خود . [ مخفى نماند كه ] غلبهء خون نيز باعث حدّت رايحه و سرخى رنگ براز و بول و عرق و غيرها مىگردد . و [ اما ] اضداد آنها كه عدم رايحه و يا قلّت آن و يا عدم صبغ « 1 » و يا قلّت آن باشد ، دلالت بر برودت مزاج مىنمايند « 2 » ؛ جهت آن كه برودت ، باعث انجماد و تكثيف و منع صعود ابخره و تقليل توليد خون و صفراء است و لهذا احداث عفونت و صبغ و حدّت نمىنمايد . و نهم : از اجناس ادله كه استدلال مىنمايند به آنها بر حال مزاج ، نوم و يقظه است : كثرت نوم - يعنى خواب بسيار - دلالت بر برودت و رطوبت بدن مىنمايد ؛ به جهت آن كه : رطوبت ، باعث استرخاء اعصاب و انطباق بعض اجزاء بر بعض « 3 » و فساد مسالك روح است به سوى ظاهر . و برودت ، باعث ضعف قوّت و تغليظ « 4 » ارواح و عدم نفوذ در فُرَج و تمكّن به سوى بروز به ظاهر ، و باعث تبليد و عُسر حركت است . كثرت يقظه - يعنى بيدارى بسيار - دلالت بر حرارت و يبوست مىنمايد ؛ به جهت آن كه حرارت ، موجب اشتعال ارواح و ناريت و خفّت آنها است ؛ پس بدان جهات ، شديد و
--> ( 1 ) . الف : ضبع . ( 2 ) . ب : مىنمايد . ( 3 ) . ب : بعضى . ( 4 ) . الف : تعليظ .