محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
515
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و سزاوار آن است كه اعتبار ننمايند حال ملمس را در هر وقت و هر زمان و در هر بلد كه اتّفاق افتد ، نسبت به حال معتدلى « 1 » كه در بلد معتدل الهوا باشد ؛ زيرا كه اين ، صحيح و معتبر نيست ؛ جهت آن كه هوا قوى مىگرداند ابدان را به سوى طبيعت خود ، بلكه صحيح و معتبر است حال ملموس در بلد معتدل و هواى معتدل كه قياس نمايند به حال معتدلى كه نيز در بلد معتدل و هواى معتدل باشد . و وجه اختصاص به بلد معتدل و هواى معتدل در مقايسه ، آن است كه غير معتدل را ضبط دشوار است ؛ زيرا كه معرفت كيفيت ملمس معتدل در هر يك از بلدان و اهويهء خارجه از اعتدال بسيار دشوار است . و بالجملة ، معتدل را مراتب است و همچنين غير معتدل را ؛ از جنسى و نوعى و صنفى و شخصى . و هر يك را نيز به حسب بلدان و اهويه و فصول نيز . پس بايد كه غير معتدل هر يك را به معتدلِ آن بسنجد تا صحيح و درست آيد تغير آن . [ 3 - ] و اگر ملمس او را نرم يابد زياد از حدّ طبيعى ، كه سر انگشتان در آن فرو رود مانند فرو رفتن در خمير نرم به آسانى بدون آن كه به سبب امر خارجى مانند به حمّام رفتن نرم شده باشد ، دلالت مىنمايد بر رطوبت مزاج او . [ 4 - ] و اگر صلبتر يابد نيز به دستور كه سر انگشتان به آسانى در آن فرو برود « 2 » و دلالت مىنمايد بر يبوست مزاج او ؛ زيرا كه گاه مىباشد نرمى به سبب حرارت مزاج به سبب اذابه و سيلان رطوبات ، و گاه صلب مىباشد به سبب تجفيف و افناء رطوبات ، و نيز گاه صلب مىباشد به سبب كثرت و انجماد رطوبات و تكثيف آنها . و چون حرارت و برودت از كيفيات فاعلهاند ، لهذا گفته شد كه لامس از آن منفعل گردد . و چون رطوبت و يبوست از كيفيات منفعلهاند ، لهذا گفته شد كه نرمى و صلابت « دريابد » و گفته نشد كه « منفعل گردد » . و اگر « منفعل نگردد » لامس مذكور از ملمس مذكور به هيچ كيفيت از كيفيات و « درنيابد » زيادتى يكى را بر ديگرى ، دلالت بر اعتدال آن نمايد .
--> ( 1 ) . الف : معتدل . ( 2 ) . الف : برور .