محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

513

خلاصة الحكمة ( فارسى )

مىگردد بر مرض خود ؛ پس منتفع مىگردد در چيزى كه سزاوار است كه به فعل آورد از تدابير . و وجه اختصاص آن به مريض آن است كه ظهور و بروز و فعلّيت آن حالت به حدّى است كه مريض را ادراك آن زياده است از غير آن ؛ گو طبيب باشد . و امّا وقتى كه خفى باشد ، ادراك نمىنمايد آن را مگر طبيب و خبر نمايد مريض را و چون خبر نمايد به آن طبيب مريض را ، مريض بسيار از آن منتفع مىگردد . و ليكن چون انتفاع طبيب به اين كم‌تر است و انتفاع مريض در چيزى كه سزاوار است كه به فعل آورد بيش‌تر ، لهذا اعتبار ننموده‌اند انتفاع طبيب را در جنب انتفاع مريض ؛ چنان چه در امر دالّ بر امر ماضى باعث انتفاع طبيب بود بيش‌تر و مريض را كم‌تر ، لهذا آن را اعتبار ننموده‌اند . سوم : آن كه دلالت نمايد بر امر مستقبل آينده ؛ مانند اختلاج لب پايين كه دلالت مىكند بر آن كه به زودى قى حادث مىگردد . و اين را « تَقْدِمَهء الْمَعْرِفَهء » و « سابِقُ الْعِلْم » نيز نامند ؛ به جهت آن كه پيشى دارد به علم به آن چيز به طريق مشاهده . و ازين ، هم مريض و هم طبيب منتفع مىگردند : امّا مريض ، به جهت آن كه واقف مىگردد بر تدبيرى كه واجب است او را . امّا طبيب ، براى علامتى كه استدلال مىنمايد به آن بر « قى » و خبر مىدهد او را و مىيابد كه طبيعت در صدد دفع مادّه است به طرف اعالى به قى ؛ پس اعانت او خواهد نمود آن را ؛ زيرا كه طبيب ، خادم طبيعت است و دفع نخواهد نمود مادّه را به جهت ديگر . و اين اخبار و اعلام طبيب را بر امر آينده ، « تقدِمهء الإنذار » و « إِنذار مُطْلَق » نيز خوانند . و گاهى « انذار » را به اخبار امر مذموم اختصاص مىدهند و اخبار به امر محمود را به « بشارت » . از اين علامات : بعضى مفيد طبيب است بنا بر ظهور حذاقت آن ، و بعضى مفيد مريض است بنا بر اطلاق و بيان او بر ماجرا و احوال خويش ، و بعضى مفيد هر دو است . پس علامات ، مجملًا دو نوع مىباشند : بعضى از آن‌ها علامتى است كه دلالت مىكند بر امزجه به حسب اعتدال و عدم اعتدال آن‌ها ، و بعضى از آن‌ها علامتى است كه دلالت مىكند بر تركيب بدن به حسب استواء و عدم استواء آن ؛ زيرا كه اتمام و اكمال صحّت