محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

507

خلاصة الحكمة ( فارسى )

اسباب فساد وضع : بدان كه اسباب فساد وضع عضو ، از قريب شدن عضوى به عضوى « 1 » ديگر و يا دور شدن آن از هم ، از شش سبب بيرون نيست : يا از مادّهء متشنّجهء كشندهء عصب و رباط است كه بكشد عضو را و مانع آيد انبساط و مطاوعت قوّت محرّكه را . و لهذا در آن ، نه مقاربت عضو به عضو ديگر و نه مباعدت متصوّر گردد . و يا مادّهء مرخيهء سست كننده باشد كه منصبّ گردد بر منبت اعصاب و مبدأ عضلات و آن‌ها را از مطاوعتِ حركات اراديه باز دارد كه مقدور نباشد عضو مسترخى را مقاربت و مباعدت از عضو ديگر بالطّبع . و يا از اثر قرحه باشد كه در عضوى قرحه واقع شود به حدّى كه بعض موادّ آن را فاسد و دفع سازد و بعد [ از ] اندمال ، به سبب خلوّ مكان و انقباض و كشيدگى جلد موضع آن ، مانع آيد از مقاربت و مباعدت به عضو ديگر . و يا از جفاف و خشك شدن خلطى و مادّه [ اى ] باشد در مفصلى و مانع آمدن آن از انبساط و انقباض [ و ] مباعدت و مقاربت از هم . يا از تحجّر و صلب گشتن خلط و مادّه است در مفاصل و مانع از انبساط و انقباض شدن . و فرق ميان جفاف و تحجّر آن است كه سبب و فاعل جفاف ، حرارت است به افناء اجزاء رطبهء رقيقه ، و تحجّر ، سبب آن اكثر از برودت و يبوست مىباشد به سبب غلظت و جمود مواد در مفاصل و غير آن ، و گاه از حرارت نيز مىباشد به سبب تحليل لطيف مادّه و تغليظ و انجماد و تحجّر باقى ؛ پس تحجّر ، عام و جفاف ، خاص باشد . يا از حركت مفرط « 2 » واقع مىشود ؛ به سبب تحليل رطوبات معينه بر حركات قرب و بُعد اعضاء ، بلكه به سبب يبس عارض از آن : مانع مىآيد از تحريكات و باعث فساد وضع مىگردد . و يا يبس ، سبب ضعف قوّت شود - مانند رعشهء يابس - زيرا كه يبس چون غلبه نمايد بر

--> ( 1 ) . ب : عضو . ( 2 ) . ب : مفرطه .