محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
494
خلاصة الحكمة ( فارسى )
[ قسمت اول : اسباب كليه ممرضه ] بدان كه اسبابى كه باعث مرض مىگردند سه قسم است : يكى باديهء خارجيه . دوم ، سابقهء مقدّمه بر مرض . سوم ، واصلهء متّصله به مرض ؛ جهت آن كه سبب ، خالى از آن نيست كه : يا خارج از بدن است و آن را « بادى » نامند . و يا داخل بدن است و آن را « بدنى » نامند . و اين ، به حسب استقراء منحصر در « خلطى » و « مزاجى » و « تركيبى » است . و بالجملة « 1 » ، بدنى بر دو نوع است : يكى آن كه ايجاب حالتى نمايد مخالف حالت اصلى بدنى به واسطه ، و آن را « سابقه » نامند . دوم آن كه ايجاب آن حالت نمايد بلاواسطه ، و آن را « واصله » نامند . و تفصيل اين اجمال آن كه : باديه : اسبابى است كه نه خلطى و نه مزاجى و نه تركيبى باشد ، بلكه : امرى از امور خارجيه از بدن باشد ؛ مانند وزيدن هواى حار و يا بارد به سر و بدن و باعث صداع و استرخاء اعصاب و حمّى و غيرها شوند . و يا از امور نفسانيه باشند ؛ مانند غضب و غير آن ؛ كه به سبب غضب ، ارواح گرم كردند و ايجاب حمّى يوميه نمايند . و همچنين فرح و خوف و حزن و همّ و غمّ و غيرها از اعراض نفسانيه و شدّت حركت و سهر مفرط و غيرها كه خارج از بدناند ؛ يعنى خلطى و سوء مزاجى و تركيبى نيستند و « بادى » ، از اين جهت نامند كه ذكر يافت ، و [ نيز ] به جهت آن كه « ابتداءً » بدون سابقهء مرضى و حالتى بدنى ، باعث حدوث امراض مىگردند . [ و ] از آن جمله است تناول طعام بسيار كه باعث امتلاء گردد و امتلاء باعث مرض ، كه به واسطه است . و يا بى واسطه ؛ مانند رسيدن هواى گرم و يا سرد و اعراض نفسانيه نيز . سابقه : و اسبابىاند بدنى كه ميان آنها و ميان مرض واسطه باشد ؛ مانند امتلاء كه موجب عفونت است و عفونت باعث حمّى است « 2 » ، به خلاف « حمّى يوم » كه به سبب امتلاء باشد ؛ چون در آن جا عفونت نيست [ بلكه ] به محض امتلاء [ و ] تخمه ، حمّى حادث
--> ( 1 ) . ب : و يا بالجملهء . ( 2 ) . ب : ( است ) حذف شده .