محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
470
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و بيدارى را به حركت ، مشابهت تامّ است ؛ زيرا چنان چه ذكر يافت در هنگام بيدارى دائم نفس در تحريك اعضاء و جوارح است به انبعاث ارواح و قوا و حرارت غريزيه به سوى ظاهر و خارج بدن ، و حركت به سبب سخونت خود و تحليل رطوبات ، مجفّف است بالعرض . و همچنين بيدارى سبب تحريك و قلّت توليد غذا به سبب ضعف هضم و نضج و عدم ترطيب باطن و اعضاء ؛ بلكه باعث يبس و لاغرى آنها است . [ علّت برودتِ ظاهر بدن در خواب ] و چون در حالت نوم ميل مىنمايند ارواح و قوا و حرارت غريزيه و خون - كه مَركَب آن است - به سوى باطن و داخل و معطّل مىمانند حواسّ ظاهره از حركات خود و قوّهء محرّكه از افعال خود ، بدين سبب سرد مىگردد ظاهر بدن و محتاج مىگردد انسان در حالت خواب به سوى لباس و پوشش زياده بالنّسبة به حالت بيدارى ؛ براى آن كه : متأثّر مىگردد بدن از برودت خارجى زياده از هنگام بيدارى و لهذا بايد كه بر خود چيزى بپوشد . و ديگر آن كه به سبب كثرت توليد موادّ غذائيه به جهت جودت هضم - و ظاهر است كه موادّ غذائيه ، خالى از رطوبات نيستند و رطوبات ، باعث انغمار حرارت غريزيه و تطفيهء آن است - و لهذا باعث برودت مىگردد . و [ البته ] آن چه بيان شد ، احوال خوابى است كه در هنگام پرى معده از طعام و شراب باشد به حدّ اعتدال . و « 1 » امّا در هنگام پرى معده به افراط ، باعث كمال ترطيب بدن و تبريد آن است ؛ به سبب زيادتى توليد موادّ غذائيهء مرطّبه و عدم تحليل آنها به سبب بيدارى . و امّا در هنگام خلوّ معده از مادّهء مستعدّه براى صيرورت دم و مادّهء حارّهء « 2 » مراريهء صفراويه ، [ خواب ] باعث برودت مىگردد ؛ به سبب انحلال روح ، به جهت آن كه حرارت چون منعكس شود به سوى باطن بدن و مجتمع در آن گردد و نيابد
--> ( 1 ) . ب : ( و ) حذف شده . ( 2 ) . ب : حارييه .