محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

467

خلاصة الحكمة ( فارسى )

جنس سوم از ستّهء ضروريه نوم و يقظه است [ وجوه ضرورت نوم و يقظه ] : بدان كه خواب و بيدارى ، ضرورى تعّيش انسان بلكه حيوان است ؛ براى آن كه افعال و حركات اراديهء صادره از حيوان از حسّ و حركت تمام نمىگردد مگر به بيدارى و خواب ؛ زيرا كه روح كه محرّك اعضاء و جوارح است و كارفرما ، جوهرى است لطيف [ و ] بخارى [ كه ] قابل تحليل [ است ] به سرعت و آسانى ؛ پس اگر به دوام و استمرار بيدار باشد و در كار فرمودن آن‌ها باشد به احساس و حركات ، هر آينه به تحليل مىرود و فانى مىگردد ؛ جهت آن كه افعال ، تمامى حركات‌اند و حركت ، محلّل و مسخّن است و سخونت ، باز معين بر تحليل [ است ] . علاوهء آن كه به سبب ميل به ظاهر و اشتغال به امور آن ، از تصرّف در باطن و اصدار افعال متعلّقه بدان - از هضم و نضج و تغذيه و تنميه - باز مىماند و اين در افعال خلل واقع مىشود ؛ پس لا بد بايد زمان معتدّى در شبانه روزى مقدار نصف يا ثلث يا ربع آن اقلّا بخوابد تا آن كه افعال متعلقه باطنيه نيز كما ينبغى از او صادر گردد و خلل در آن‌ها واقع نشود . و ديگر آن كه بسبب توجه نفس بسوى ظاهر ارواح و قوا و حرارت غريزيه و دم نيز ميل به ظاهر دارند و باطن را بسيار « 1 » گرم ندارند و افعال باطنيه مذكوره بدون حرارت صادر نمىگردند و اتمام نمىيابند و ديگر آن كه مقرر است كه هر يك از امور مادام كه ميل به مبدأ و اصل و حقيقت خود دارند و در آنجااند تقويت دارند و باقىاند و چون از آنجا بر آمدند و جدا گشتند و ميل به غير جهت خود نمودند زايل و فانى مىگردند ، و دليل اين آن است كه فرح دفعى مفرط و غضب شديد دفعى هر دو مهلك‌اند به جهت آن كه دفعتاً جميع ارواح و قوا و حرارت غريزيه ميل به ظاهر مىنمايند در فرح به سبب امر بسيار ملايم و جلب آن و در غضب براى دفع منافع و رفع آن .

--> ( 1 ) . ب : ( بسيار ) حذف شده .