محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
455
خلاصة الحكمة ( فارسى )
توليد و تغذيه و تنميه و حَرث و غَرس و ساير صناعات كه بى مداخلت و اعانت آن هيچ يك تمام نمىگردند و وجود و تحقّق آنها منوط بدان است . و آيهء كريمهء مذكوره اشاره و شامل بدينها « 1 » نيز است . [ درجات خوبى و پستى آبها ] : و چون اين امور بالإجمال دانسته شد ، پس بدان كه جوهر آبها ، به اعتبار خفّت و ثقالت و صِفوت و كدورت و سرعت نفوذ و انحدار و بطء آنها و تقويت هاضمه و ضعف آن عذوبت و حلاوت و ملوحت و زعوقت ، مختلف مىباشد . و انواع آبها ، منحصراند به : آب باران و آب چشمهها و درياها و كاريزها و چاهها و آب گداخته از برف و يخ كه به عربى مياه مطر و بحر و عين و قنات و بئر و ماء مذاب ثلج و جمد نامند . به عبارت ديگر ، مياه - يعنى آبها - منحصراند به مياه جاريه و راكده و ماء المطر : ماء جارى ، مانند آب نهرها و در حكم آنهاست . [ و ] ماء المطر ، يعنى آب باران ، بلكه به وجهى از آن الطف و اخفّ . و ماء العيون ، يعنى آب چشمهها كه آب از آنها جوشد و برآيد . و ماء راكد ، يعنى آب ايستادهء غير جارى ؛ مانند آب غديرها و گودالها و امثال اينها . و در حكم اينها است ماء بئر و قنات ؛ يعنى آب چاه و كاريز . پس هر آبى كه در لطافت و خفّت و صفا و عذوبت و سرعت نفوذ و انحدار و تقويت هاضمه و غيرها از صفات مذكوره ، بر همه فوقيت و مزيت داشته باشد ، از همه بهتر است . و آن نيست مگر « آب باران » كه متّصف به اوصاف مذكوره است و بعد از آن آب جارى نهرها . و [ البته ] بعضى گفتهاند كه در آب باران نيز قوّهء قبضى است ؛ چنان چه « شيخ الرئيس » « 2 » - رحمه الله - در مبحث اسهال گفته : واجب است كه بوده باشد آب ايشان آب باران ؛ جهت آن كه در آن قوّت قبضى است . [ و ] مؤلّف گويد : مىتواند بود كه قبض آن بالعرض باشد نه بالذّات ؛ به سبب كمال
--> ( 1 ) . ب : برينها . ( 2 ) . ابو على الحسين بن على بن سينا ، القانون فى الطب ، دار الصادر ، بيروت ، ج 2 ص 433 .