محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

456

خلاصة الحكمة ( فارسى )

لطافت و خفّت و صفا و نفوذ و سرعت انحدار و تحليل به بخار و عرق و دفع به ادرار بول و عدم توقّف در معده كه باعث بلّت و رخاوت اعصاب و الياف آن و ترقيق فضول و تليين آن‌ها و اسهال گردد ، بلكه به جهات مذكوره باعث نشف رطوبات و رفع بلّت و قبض است و لهذا ، گويا با قوّت قابضه است نه بالذّات . و ليكن [ آب باران ] ، به سبب كمال لطافت ، به زودى قبول عفونت مىنمايد و بدان سبب و به سبب سرعت نفوذ در عمق اعصاب ، مضرّ سينه و آلات صوت و باعث حدوث نوازل و زكام و سرفه و غيرهاست ؛ به جهت امور مذكوره و تبخير و صعود آن به دماغ و استحالهء آن به رطوبات . و بهترين آن ، آب باران صيفى و خريفى است . و بعضى آب باران شتوى را گفته‌اند ؛ به سبب ضعف تأثير تابش آفتاب و كثرت صعود ابخرهء غليظه . و بعضى باران ربيعى را گفته‌اند ؛ به اعتبار اعتدال تأثير تابش آفتاب . و بالجملة ، اين به حسب اراضى و بلدان و موسم باران و غير آن مختلف مىباشد . و افضل آب باران ، آبى است كه مجتمع گردد در گودال سنگى . و قريب به آب باران است « آب مقطّر » به عنوان عرق در قرع و انبيق و يا به عنوان ترشّح از خم و سبو و كوزه و غيرها از « 1 » ظروف متخلخل المسام و يا سنگ رخو كه آب مقطّر و منتشر از آن‌ها را جمع نموده بياشامد . و از ملك فرنگ نصارى ، سنگى رخو مجوّف از قبيل حوض كوچكى تراشيده مىآورند كه چون آب شور دريا و غير آن و يا آب ناصاف كدر در آن بريزند ، آب شيرينِ صافى از آن منتشر مىگردد . و در جهازات و كشتىها ، يك دو سنگى چنان مىباشد كه عند الضرورة و اتمام آب شيرين ، آب شور را به دستور شيرين نموده بياشامند و يا به طريق تقطير به عرق . و بعد از آن در لطافت وجودت ، « آب چشمه‌هاى جارى » عميق شيرين صافى شفّاف خوش طعم و رايحه است كه خاك زمينِ آن‌ها ، خالص طيب و يا ممزوج به سنگ ريزهء سرخ و يا سنگلاخ باشد ، و به قوّت بجوشد و برآيد ، و بالاى آن‌ها مكشوف باشد ، و باد شمال و صبا بر آن‌ها بوزد ، و اشعّهء آفتاب و كواكب بر آن‌ها بتابد ، و ابخره و ادخنهء آن‌ها به

--> ( 1 ) . ب : ( از ) حذف شده .