محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
450
خلاصة الحكمة ( فارسى )
برقرار نمىدارد ، لهذا نمىتواند كه تأثير نمايد ؛ خصوصاً كه پخته شده باشد در خارج از حرارت ناريه با آب و از رطوبت بورقيهء جاليه و حرارت آن چيزى به تحليل رفته باشد . و ديگر آن كه چون اكثر آن است كه سطح معده مملوّ و آغشتهء بلاغم و رطوبات مىباشد و آنها حائل و مانع مىآيند از تأثير آنها . و نيز آنها ممزوج و مخلوط به آن بلاغم گشته و حرارت بدنيه در آن تأثير نموده [ و ] كسر حدّت آنها مىشود و لهذا تأثير نمىتواند نمود . و [ براى همين است كه ] اگر محرور المزاج يابس كه در معدهء او فضلات و رطوبات نباشد بخورد - خصوصاً خامِ آنها را و ناشتا و تنها - البتّه باعث سحج و تقرّح مىگردد . و همچنين هر دوا و غذاى حارِّ حاد كه در بلدان باردهء رطبه ، صاحبان امزجهء باردهء رطبهء بلغميه تناول مىنمايند ، بدان جهت موافق است با امزجهء ايشان . و ادويهء و اغذيهء باردهء رطبه كه در بلدان حارّهء حادّه ، صاحبان امزجهء حارّهء حادّهء دمويه و صفراويه تناول مىنمايند و از آن منتفع مىگردند ، البتّه مخالف و مضرّ است صاحبان امزجهء مخالف آنها را . و بسيارى از ادويه است كه « تناول » آنها تبريد بسيار مىنمايد و « تضميد » آنها تسخين و تحليل ؛ مانند گشنيز و آرد جو خصوصاً مخلوط با هم ؛ جهت آنكه جرم آنها مركّب است از جوهر ارضى مائى شديد التبريد و از جوهر لطيف محلّل ، كه بعد از ورود در معده و تصرّف حرارت غريزيه در آن ، آن جزء لطيفِ محلّل به تحليل مىرود و باقى مىماند جوهر مائى شديد التبريد ، به خلاف از خارج . و لهذا در خارج به تحليل مىبرد اورام صلبهء بارده را ؛ مانند خنازير و غيرها از اورام حارّه . يا آن كه ضعف و رخاوت آن ، به آن مرتبه نباشد ؛ مانند شبت و امثال آن كه از غَسل و طبخ ، اجزاء لطيفهء آنها از كثيفه جدا نمىگردد و تحليل نمىيابد . [ فايده ] : و بعضى از ادويه مىباشد كه صاحب دو جوهر مختلف و اجزاء متضادّهء الكيفياتاند از غير تركيب تامّ مستحكم . و [ اينها هم ] بعضى از آنها ظاهر و محسوساند ؛ مانند اترج كه : تخم و قشرِ زرد آن گرم است و [ قسمتِ با ] حموضت و لبّ آن ، سرد . و يا خفىاند ؛ مانند بزرقطونا كه : قشر رقيق بالاى آن و تخمِ آن گرم است و لُبِّ لعابى آن ، سرد ؛ پس اگر درست بياشامند ، به سبب لبّ